|
نوشتارها -
ادب
|
|
31 تیر 1387 تسوک 10:34 |
|

باران که میبارید با شور بسیار، همگی دمِ درِ نشیمنخانه بر روی هم سوار میشدیم که بارش باران را ببینیم. اگر بارش تند میبود میانسرا پر از آب میشد. آنگاه اگر چکههای باران درشت میبود، برخورد چکهها به آبِ گردآمده در میانسرا، مایهی برخاستن ناگهانیِ آب از زمین و بازنشستنش میشد که یادآور کوهان شتر بود. از این رو آن را اُشترو مینامیدیم. با شادی بسیار فریاد میکردیم که «اشترو اشترو». ...
دنبالهی نوشتارِ (0 يادداشت) |