فهرست پایه
خانه
رایانَسک‌خانه
واژه‌نامه
نگارخانه
پیوندها
انجمن پارسی‌مان
بایگانی
همه‌ی نوشتارها
از مهر گفتن

فرهنگ بیست‌هزار

فرهنگِ پايه

شاید این‌چنین بشود!

سخن آغاز فرهنگ واژگان تازی به پارسی: بخش سوم

زیباشناسی سخن پارسی؛ بیان

اُمانیسم یا آدمی‌گرایی

از سنگ نگاری تا تارنگاری

فارسی ِ باستان (دستور ِ زبان، متون، واژه‌نامه)

بر این مشت خاک، رشگ مبر

روان‌شناسي دل‌دادگي، روان‌شناسي كور نيست

نرم‌افزار بِی‌بیلون (Baybilon)؛ آسان‌ترین و کاربرپسند‌ترین واژه‌یاب

درفش ِ شکوه‌مند و سرفراز کاویانی

آیینه‌ی زبان پارسی

بسامدِ واژه‌یِ «ايران» در چامه‌یِ انوری

RSS یا آگهی‌نامه چیست؟

بزرگ‌داشت زبان پارسی

فرهنگ چیست؟ - بخش چهارم

درباره‌ي زبان و دبيره‌ي چيني

آگهی‌نامه‌ی هده‌های آدمی

سکولاریسم یا این‌جهان‌گرایی؛ بخش یکم

نوروزتان پیروز

نخستین آگهیِ دادیکِ آدمی در جهان

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ يازدهم: دشواري‌هاي ِ كار

پارسی زبانِ همه‌یِ ایرانیان

واژه‌ياب

دموکراسی یا مردم‌سالاری

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ دو دیگر: برگزیده شدنِ زرتشت به سروری و رهبری

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ هفدهم: به‌ترين آرزو

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ سه دیگر: نیکی و بدی

دستور پارسی: واج‌پار یا بخش

هنر

از زبان داريوش!

سرچشمه‌هايِ پارسيِ‌ سره

همه‌ را به خود واسپردم

فرهنگ چیست؟ - بخش دوم

«چون مي‌گذرد غمي نيست»

سنگ‌نبشته‌ی خشایارشا، پارسه (XPg)

پوپولیسم یا مردم‌انگیزی

گاه‌نامه‌های ایرانی برای سال 1387 خورشیدی

مهرگان خجسته باد

سکولاریسم یا این‌جهان‌گرایی؛ بخش سوم

سفارش‌نامه‌ی داریوش بزرگ هخامنشی

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ شانزدهم: شهرياري ِ نيك ِ برگزيدني

سنگ‌نبشته‌ی داریوش بزرگ، نقش رستم (DNa)

خردورزي برايِ همگان؛ بخشِ هفتم

خردورزی برایِ‌ همگان: بخشِ چهارم

سَلم هاي گلي هخامنشي

فَرَوَهَر

فرهنگ انگارگانی

نامه‌یِ انگلس به مارکس درباره‌یِ زبانِ پارسی

سخن آغاز فرهنگ واژگان تازی به پارسی: بخش دوم

سنگ‌نبشته‌ی خشایارشا، پارسه (XPf)

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ هفتم: نوسازي

پی‌تارواره‌ها و چگونگی به‌کارگيری آن‌ها در سامانه‌های هوش‌مند

شهرآشوب

سنگ‌نبشته‌ی خشایارشا، پارسه (XPc)

سَلم ِ اَرشام

واژه‌های پارسی

همه ی الفباهای زبان پارسی امروزی

فراخوان بنیاد‌گزاری «انجمن پارسی سره»

سنگ‌نبشته‌ی داریوش بزرگ، شوش (DSj)

زیباشناسی سخن پارسی؛ معانی

فرهنگ چیست؟ - بخش پنجم

فرهنگ چیست؟ - بخش یکم

دبیره‌یِ پارسی جهانی

بخشِ ششم از نسکِ «خردورزي برايِ همگان»

سنگ‌نبشته ی داریوش بزرگ، شوش (DSe)

سکولاریسم یا این‌جهان‌گرایی؛ بخش دوم

سنگ‌نبشته‌ی خشایارشا، پارسه (XPh)

ترس

ریشه‌شناسی واژه‌ی عشق

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ سيزدهم: پيروزي بر دروغ

سَلمِ اَریارمنه

سنگ‌نبشته‌ی خشایارشا، پارسه (XPb)

سنگ‌نبشته‌ی خشایارشا، پارسه (XPd)

تِلِماک

هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز

پرخاش به آب‌گیری بند سیوند

واژگان پارسی

دانش‌نامه‌ی دستور زبان پارسی

مهرازی در ایران باستان

چهارشنبه‌سوری، شبِ رهایی کودکِ شادی

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ چهاردهم: گرفتاري و رستگاري

سخن آغاز فرهنگ واژگان تازی به پارسی: بخش یکم

سَلم‌هایِ گلى هخامنشی برای فروش

شناسایی یک سامانه، با داده‌های گردآمده از یک چرخه‌ی بست

هشت تومان دارم بشه هشت و پونسد می‌رم خونه.؟؟؟؟؟!!!!!!!

پیوندنامه‌یِ زناشویی به پارسی ِ سره

فرهنگ چیست؟ - بخش ششم

نوشتاری از استاد حسابی درباره‌ی توانایی‌های زبان پارسی

فرهنگ چیست؟ - بخش سوم

فرهنگ واژه‌های فارسی سره

بوسه‌ي باران

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ ششم: دل‌دادگي به كار

باران

گرايش پژوهِ گوگل

سنگ‌نبشته‌هاي كوروش بزرگ در پاسارگاد

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ پانزدهم: راز و نياز با خدا

پول خرد

آيين‌ ِ برافراشتن ِ درفش ِ كاوياني در سرزمين ِ درفش‌هايِ برافراخته

خردورزی برایِ همگان: بخشِ یکم

کودکان روزنه‌هایند

زیباشناسی سخن پارسی؛ بدیع

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ دهم: چاره‌سازي

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ دوازدهم: خردِ افزاينده

فرمان کورش بزرگ هخامنشی

درباره‌یِ ما

سنگ‌نبشته‌ی خشایارشا، پارسه (XPa)

پالایش زبانِ پارسی

یارانِ سراچه

آب و آیینه

سنگ‌نبشته ی داریوش بزرگ، نقش رستم (DNb)

سنگ‌نبشته‌هاي داريوش بزرگ در پارسه

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ يكم: نيايش

خنده‌هاتان جاودان؛ یادبودهاتان ماندگار

خردورزی برای همگان؛ بخشِ پنجم

گفت‌وگو با استاد کزازی

سنگ‌نبشته‌ی اردشیر، شوش (A2Sa)

سنگ‌نبشته‌ی داریوش بزرگ، شوش (DSs)

جشن سده خجسته باد

خردورزی برایِ همگان: بخشِ دوم

سخنی پیرامونِ پارسی‌گویی

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ پنجم: گم‌راهي

گفتاری از استاد کزازی درباره‌ی سره‌گویی و سره‌نویسی

انديشه‌هايِ فلسفي ِ ايراني

برادر بآن!، خواهر بانو! بفرماييد، نوشته سرد نشه!...

سنگ‌نبشته‌ی داریوش بزرگ در بيستون

واژه‌نامه‌ی فارسی به پارسی «پارسی‌مان»

زبان پارسی زبانِ جهانِ دانش

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ چهارم: راه‌نمایی

خردورزی برایِ همگان: بخشِ سوم

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ نهم: پرسش‌ها و پاسخ‌ها

دستور پارسی: واج، واکه، هم‌خوان

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ هشتم: خودشناسي و خداشناسي

دبیره‌ی اوستایی

فرهنگ هر كشور، شناس‌نامه‌ی مردم آن سرزمین است.

سنگ‌نبشته‌ی داریوش بزرگ در سو اِز (DZc)

دانش و آغاز نهادهایِ دانشی در ایران باستان

سنگ‌نبشته‌ی داریوش بزرگ، شوش (DSf)

زرتشتِ اسپنتمان: پيغمبري پاك با پيام ِ پاك

اندرآمدن به تارنما





گذرواژه‌ِتان را فراموش کرده‌اید؟
در تارنما نام‌نویسی نکرده‌اید? هم‌وندی در تارنما
نگارخانه
جست‌وجو در پارسی‌مان
کوتاه از هر جا
شمار ِ بازدیدها
از خردادماه 1385 تاکنون 380596 بار

باران فرستادن برای یک دوست
نوشتارها - ادب
31 تیر 1387 تسوک 10:34

باران

باران که می‌بارید با شور بسیار، همگی دمِ درِ نشیمن‌خانه بر روی هم سوار می‌شدیم که بارش باران را ببینیم. اگر بارش تند می‌بود میان‌سرا پر از آب می‌شد. آن‌گاه اگر چکه‌های باران درشت می‌بود، برخورد چکه‌ها به آبِ گردآمده در میان‌سرا، مایه‌ی برخاستن ناگهانیِ آب از زمین و بازنشستنش می‌شد که یادآور کوهان شتر بود. از این رو آن را اُشترو می‌نامیدیم. با شادی بسیار فریاد می‌کردیم که «اشترو اشترو». ...

دنباله‌ی نوشتارِ (0 يادداشت)
 
ریشه‌شناسی واژه‌ی عشق فرستادن برای یک دوست
نوشتارها - دبیره و زبان‌شناسي
25 فروردين 1387 تسوک 01:21

اِشق

زيباترين واژه‌ي زبان پارسي كه تا چندي پيش همه آن را عربي مي‌دانسته‌اند و در چامه و ادب پارسي و به‌ويژه هستی‌شناسی ايراني جاي‌گاهي بلند و برجسته دارد واژه‌ي "عشق" است. اين واژه ريشه‌ي هند و اروپايي دارد و پيشينه‌ي آن بدين ...

دنباله‌ی نوشتارِ (1 يادداشت)
 
گاه‌نامه‌های ایرانی برای سال 1387 خورشیدی فرستادن برای یک دوست
نوشتارها - یادداشت‌ها
13 فروردين 1387 تسوک 13:13


تاکنون برای سال 1387 خورشیدی ایرانی دو گاه‌نامه‌ی زیبا با یادمان‌های ایرانی یافته‌ام. یکی گاه‌نامه‌ای که تارنمای بنیاد فرهنگ ایران فراهم آورده است:


و دیگری گاه‌نامه‌ای است که استاد غیاث‌آبادی برای سال 1387 خورشیدی پیش‌نهاده‌اند. این گاه‌نامه بسیار پربارتر است و کمابیش همه‌ی یادمان‌های چشم‌گیر باستان تا امروز را در برمی‌گیرد:

از ویژگی‌های خوب و شایسته‌ای که این گاه‌نامه‌ها دارند آن است که در آن‌ها جشن‌های ایرانی نمایانده شده‌اند چیزی که تاکنون در هیچ‌کدام از سال‌نامه‌ها ندیده بودم. جای چنین کارهایی در ایران امروز ما بس تهی است. به نام یک هم‌میهن از فراهم‌آورندگان این سال‌نامه‌های پرارزش سپاس‌گزاری می‌کنم و امیدوارم زندگی پربارشان هم‌راه شادمانی و خرسندی باشد.
دنباله‌ی نوشتارِ (1 يادداشت)
 
فرهنگ بیست‌هزار فرستادن برای یک دوست
نوشتارها - نسک‌شناسانی
03 فروردين 1387 تسوک 11:41

فرهنگ بیست‌هزار


نام نسک: فرهنگ بیست‌هزار
فراهم‌گر: ضیاالدین هاجری
پراکنش‌گر: به‌آفرین
چاپ یکم: 1386
شمارگان: 1500
بها: 5650 تومان
شابک: 9649164685

بخشی از این نسک ارزنده را از این‌جا دریافت کنید.


دنباله‌ی نوشتارِ (1 يادداشت)
 
<< آغاز < پیشین 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 پسین > پایان >>

جُستارهايِ 1 - 14 از 140
امروز
03 امرداد 1387 تسوک 07:17

هم‌وندی در پارسی‌مان

رایانامه‌ی (Email) خود را اندر کنید:

شمار هم‌وندان


خانه‌یِ زبانِ پارسی سره

نشانِ ما را برای هم‌یاری در تارنما یا تارنگارتان جا دهید:

همه‌پرسی
"زبانِ پارسی هنر است"
 
آموزش‌گاهِ پارسی

آيا مي‌‌دانيد كه افضلُ الدینِ کاشانی دانشمندِ ايراني در نسك‌هاي خود بارها واژگانِ پارسي ِ سرهيِ زير را به كار برده است:

پيدايي: ظهور

خواستاري: شوق

شكافته: ناشيشده

گُنجايي: ظرفيت

مايه: ماده

نايابندگي: عدم ِ ادراك

جانِ گويا: نفس ِ ناطقه




فرزان (farzân): فلسفه، حكمت
ورزانیدن (varzânidan): اعمال کردن
پارسی سره (pârsiye sare): پارسی ناب، که بی هر گونه واژه‌ی بیگانه است. این تارنما تلاش در پرورندانِ این زبان دارد نه آن که پی‌ورزی باشد که زبان پارسی امروزین نیاز به بازسازی و بازآوری واژگانِ در آستانه‌ی فراموشی دارد. هر چند که همان گونه که از بسیاری از نوشتارهای این تارنما پیداست پارسی سره بسیار آهنگین و شیرین و استوار است.
برزش (barzeš): از ريشه‌ي «برزيدن» يا همان «ورزيدن» كه واژه‌ي آشناي «ورزش» را از آن ساخته‌ايم. «برزش‌‍» به آساني و زيبايي مي‌تواند جاي «تمرين» را بگيرد.
تسوک (tasuk): (در پهلوي تسوك) تسو، ساعت
توده (tude): ملت
فرجاد (farjâd): وجدان
آك (âk): بي‌عيب، در گويشِ شيرازي به جاي «بي عيب» مي‌گوييم «آك‌بند».
چیدمان (cidemân): ترتیب، دکوراسیون
خنیا (xonyâ): موسيقي، نوازندگي
دروازه (darvâze): باب
‌نماردن (nomârdan): اشاره کردن
سهش (soheš): احساس
نگاره (negâre): شکل
آرش (âreš): معنی (دهخدا)
داوي (dâvi): ادعا، « داو+طلب » واژه‌يي از همين ريشه است.
چگونگي (cegunegi): كيفيت
هست‌نما (hastnamâ): مجازی، پیکری، پاتخشیک
مینوی (minovi): معنوی
چنبره (canbare): حلقه
انیرانی (anirâni): ناایرانی، بیگانه، خارجی
همه‌تازي‌گرايي (hame-tâzi-gerâi): پان عربيسم
فیار (fayâr): صنعت
چینش (cineš): ترتیب
زاور (zâvar): خدمت‌كار، چاكر، با اين معني از ريشه‌ي «زور» است.
ساستاري (sastâri): سياست
تارنما (târnamâ): سایتِ اینترنتی
چم (cam): معني، مفهوم
بی‌میان‌جی (bimiyânji): بی‌واسطه
رايه  (râye): دولت
نویسه (nevise): وات، حرف، بندواژه
فرانمود (farnemud): توضیح، روشن‌گری
زاب (zâb): صفت
فراروي (farâravi): هجري، در كردي به «هجري خورشيدي» مي‌گويند «كوچ مانژي».
زَند (zand): شرح
نمار (nomâr): اشاره‌
رواگ (ravâg): روا، رواج(پارسي تازي گشته)
برگرفته (bargerefte): مشتق
پارادخش (pârâdoxš): تضاد، پارادكس
فرتور (fartur): نگاره، عکس
ترزبان (tarzbân): مترجم، خودِ واژه‌یِ «ترجمه» پارسی تازی گشته است.
ترنم (tarannom): زمزمه
وخشور (vaxšur): پيام‌بر، پيغمبر
داديكي (dâdiki): حقوقي
هم‌سنجی (hamsanji): مقایسه
خاور (xâvar): شرق
شیان (šeyân): جبران
تيره (tire): قوم





ائتلاف: همایه
ابتدا: نخست
ابتدایی‌ترین: ساده‌ترین
ابتلاء: دچاری
ابتکار: نوآوری
ابدیت: همیشگی
ابن سینا: پور سینا
اتباع: شهروندان
اتحاد: همبستگی
اتفاق افتاد: رخ داد
اتفاق افتادن: رخ دادن
اتفاقات: روی‌دادها
اتوماتیک: خودکار
اتومبیل: خودرو
اجتناب: دوری
اجتناب‌ناپذیر: پیش‌گیری‌ناپذیر
اجرت: دست‌مزد
اجناس: کالاها
اجیر: مزدور
احترام: ارج
احتمالا: شاید، چه بسا
احتیاج: نیاز
احتیاط: پروا
احدی: هیچ‌کسی
احسان: نکویی
احسنت، براوو یا باریکلا: آفرین
احضار کردن: فراخواندن
دعوت کردن: فراخواندن
احیانا: شاید
اخاذی: زورگیری
اخبار: تازه‌ها
اختراع: نوآوری
اختلاط: درهمی
اختناق: خفگی، فشار، تنگنا
اخذ: دریافت
اخطار: هشدار
اخلاف: جانشینان
اخوت: برادری
اخوی: برادر
اخيرالتأسيس: نوبنیاد، نوساز
اخیرا: به تازگی
ادوار: دوره‌ها
اذان: بانگ نماز
اذیت: آزار
ارائه طریق کردن: پیشنهاد کردن
ارائه کرد: رو کرد
اراضی: زمین‌ها
ارامنه: ارمنیان
اربعین: چله
ارتجاع: واپس‌گرایی
ارتعاش: لرزش
ارتفاع: بلندی
ارزاق: خواروبار
ارسال کردن: فرستادن
ارشد: بزرگ‌تر
ارفاق: آسان‌گیری
ارکان: پایه‌ها
ارکستر: هم‌نوازی
اریکه: تخت
اریکه‌ی فرمان‌روایی: تختِ فرمان‌روایی
از اوایل: از آغاز
از این جهت: از این رو
از این طریق: از این روش
از این قبیل: از این دست
از این نظر: از این رو
از آن جمله: از آن میان
از آن روز به بعد: پس از آن روز
از بین بردن: از میان بردن
از جانب: از سوی
از جمله: از دسته، از آن‌گونه
از حیث: از دید
از طرف دیگر: از سوی دیگر
از طریق: از راه
از قدیم: از دیر باز
ازدواج: زناشویی
اساس: بنیاد
اساسنامه: بنیادنامه
اساسی: بنیادی، بنیادین
اسبق: پیشین
اسپری: افشانه
استبداد: تک‌سالاری، خوکامگی
استحصال: برداشت
استحضار: آگاهی
استحقاق: شایستگی، سزاواری
استحمام: خودشویی
استحکامات: سنگربندی‌ها
استدعا می‌کنم: خواهش می‌کنم، درخواست می‌کنم
استراتژی: راه‌برد
استراتژیک: راه‌بردی
استراحت کردن: آسودن، درازکشیدن
استراق سمع: شنود
استرداد: واپس‌داد
استشمام: بو کردن، بوییدن
استشهاد: گواهی
استعفا: کناره‌گیری
استعمال: کاربرد
استفاده از: به کارگیری
استفاده: کاربرد
استقامت: پایداری
استقبال: پیشباز
استقرار: برپایی
استقلال: خودسالاری
استمرار: ادامه، پیوستگی
استناد: گواه‌مندی
استنباط: برداشت
استهزاء: ریشخند
استهلاک: فرسایش
استیجاری: کرایه‌ای
استیضاح: بازخواست
استیلاء: چیرگی
اسرار: رازها
اسراف: ریخت‌و‌پاش
اسطوره: افسانه
اسقاطی: ناکارآمد
اسلاف: یشینیان‌، گذشتگان
اسلحه: جنگ‌افزار
اسم: نام
اسهال: شکم‌روش
اسکله: بارانداز
اسیر: برده‌، دست‌گیر
اشاعه: گسترش
اشتباها: ندانسته
اشتغال: کارگماری
اشرار: آشوبگران
اشراف: بزرگان، بزرگواران
اشعار: سروده‌ها
اشکال: خرده
اصحاب: یاران
اصرار: پافشاری
اصطلاحات: واژگان
اصطکاک: سایش
اصفهان: اسپهان‌، اسپاهان
اصل: ریشه، بن، بیخ
اصولی: بنیادی‌، بنیادین
اصیل: ریشه‌دار
اضافه کردن: افزودن
اضطراب: پریشانی
اضمحلال: نابودی
اطاعت: پیروی‌، فرمانبرداری
اطاعت می‌شود: به روی چشم
اطاق: اتاق
اطراف: گوشه‌‎ها، کناره‌ها
اطرافیان: خویشان‌، نزدیکان
اطریش: اتریش
اطلاع: آگاهی
اطلاع ثانوی: آگهی پس از این
اطلاعات: داده‌ها
اظهار داشت: بازگو کرد
اظهار نظر: بازگویی دیدگاه
اعتبارنامه: استوارنامه
اعتدال: میانه‌روی
اعتقادات: باورها
اعتماد به نفس: خودباوری
اعتماد متقابل: هم‌باوری
اعجاب انگیز: شگفت‌انگیز
اعدام کردن: سر به نیست کردن
اعراب (عرب‌ها): تازیان
اعزام: گسیل
اعلام کردن: آگاه کردن
اعلان: آگهی
اعیاد: جشن‌ها
اغتشاش: آشفتگی
اغلب: بیشتر
افتتاح: گشایش
افتخار: سربلندی
افتضاح: رسوایی
افراد: کسان
افرادی که: کسانی که
افراط: فراخ‌روی
افسوس: دریغا
افقی: ستانی
اقامت: ماندن
اقبال: بخت
اقتباس از ...: برگرفته از ...
اقدام نمودن: دست زدن
اقصی نقاط جهان: سرتاسر جهان
اقصی نقاط دنیا: سرتاسر جهان
اقصی نقاط کشور: سرتاسر کشور
اقلام: نمونه‌ها
اقلیت: کمتری
الان: اکنون
البسه: پوشاک
الحاق: پیوست
الی یا لغایت: تا
اما: ولی
امام: پیشوا
امام جماعت: پیش‌نماز
امتحان: آزمون
امتحان کردن: آزمودن، آزمایش کردن
امتداد: راستا
امتناع: خودداری، پرهیز
امتناع کردن: خودداری کردن
امثال: همانند
امداد: یاری رسانی
امدادگر: یاری رسان
امر: فرمایش
امر