انجمنِ پارسی‌مان

نگارش اسپور گزیده ای از واژگان بومی شهرستان دامغان
دارید نواری از چکیده‌های جستار‌ها را می‌بینید. .نگارش اسپور جستارها را با ساختار دلخواه‌تان ببینید
دست همگی درد نکند! آیا فهرست کامل این واژگان برای دریافت در‌‌‌دسترس است؟
مس مس کردن = معطل کردن
موس موس كردن هم ميگويند
+++++++++++++++
بادیه : کاسه سفالی کشک سایی
ما به همه كاسه ها ميگيم باديه
+++++++++++++++++
پشگ : مدفوع گوسفند
پشگل هم ميگويند peshgel
+++++++++++++
پنجه کشو : نوعی فتیر
ما همون پنجه كش رو داريم . ما دو گونه نان محلي داريم . پنجه كش و گرده
پنجه كش براي كاربرد روزانه هستش . تنها با خمير معمولي پخته ميشه
گرده ناني هست گرد كه بيشتر اون رو باشير يا غيماغ ( شير گاو يا كوسفندي كه تازه زاييده و پرچرب و بسيار خوش مزه هست ) ميپزند . درونش هم گردو ميريزند
+++++++++++++
تول : گل آلود ، ( آب تول : آب گل آلود)
ما هم ميگوييم تول. ما به اب ميگوييم او ( eu) اب گل الود = تول او
++++++++++++++
تک : دهان
ما هم همينجور
++++++++++++++
چمته : خورجین ، کیسه
بشكل "چنته " بجا مانده
+++++++++++

چغر : چسبناک
ما ميگوييم چغري
+++++++++++++
چینه : دانه مرغ ونیز کلافهای دیوار گلی
چينه دان = جايي كه مرغها دانه اي كه از زمين برچيدن رو درونش نگه ميدارن . كمي پايين تر از گلوشون هستش
+++++++++++++++
دله : نوعی جانور از خانواده شغال ولی کوچکتر ، گور کن
به ادمي كه سير نميشه ( حالا از هر چي ) ميگن دله
+++++++++++++
دائول : متر سک
داهول هم ميگويند
+++++++++++++
زور : کود گاو یا گوسفند ، کود حیوانی
مام همينجور
+++++++++++++
من اهل طالقان هستم. بهتر بنويسم تالغان . شهرستان پر اوازه اي هستش .
گويش مردم اين بخش به پهلوي كهن و مازندراني و همينجور كه اينجا ديديم به دامغاني بسيار نزديك است . در اينده درباره اين گويش بيشتر خواهم نوشت
پرده: 1 2
نشانی‌های خاست‌گاه ها