انجمنِ پارسی‌مان

نگارش اسپور شهید
دارید نواری از چکیده‌های جستار‌ها را می‌بینید. .نگارش اسپور جستارها را با ساختار دلخواه‌تان ببینید
دوستان برای "شهید" چه واژه‌ای را پیش‌نهاد می‌دهید؟
فردید ـ‌ام از "شهید" کسی‌ست که در راه خدا یا میهن کشته شده باشد.
یک واژه‌‌ی کوتاه و زیبا ...
درود.
گمان نمی کنم بتوان واژه ای نو از ترکیب واژه های کنونی برای "شهید" ساخت چرا که بسیار بلند می شود. کوتاه ترین واژه ای که توانستم بیابم "کشته ی خدا" بود که خود کوتاه شده ی "کشسته شده برای خدا" یا "کشته (شده) در راه خدا" است.
امیدوارم که اگر واژه ی "کشته ی خدا" در رای گیری (raaygiri) گزینش نشد مهترانمان واژه ای اصطلاحی که درخور باشد ببیابند.
پاینده باشید.
با درود

شاید بهترین برابر واژه شهید همانا جانباز بود که به چمی دیگر رواج است.
واژه ی کوتاه دیگری که به گمانم برازنده شهید باشد واژه
جانسپار
است
حافظ:
راهی است راه عشق که هیچ اش کناره نیست
آنجا جز آنکه جان بسپارند چاره نیست.

سعدی:

چه خوش باشد سری در پای یارای
به اخلاص و اردات جانسپاران

واژه دوم :جانفشان

خاقانی:
آنکه از عشقت زر افشاند ندانم کیست آن
اینکه خاقانیست دانم جانفشانست از غمت


بدرود

جان باخته
جانباز
درود

با گفته بهزادان گرامی هم رای هستم.
"جانسپار" واژه درخوری است.
ولی (جان باخته) را می توان برای آنانی که در راه خدا کشته نشده اند هم بکار برد.
(جانباز) هم، کاربردش را در زبان امروزی دارد و به دید من نمی توان هم (شهید و هم جانباز) را ( جانباز) نامید.
به نام خدا
به انگاشت من این واژه چون با فرهنگ پارسی در آمیخته بهتر است عوضش نکنیم
نشانی‌های خاست‌گاه ها