انجمنِ پارسی‌مان

نگارش اسپور همه‌پرسی برای واژه‌ی «آقا»
دارید نواری از چکیده‌های جستار‌ها را می‌بینید. .نگارش اسپور جستارها را با ساختار دلخواه‌تان ببینید
«آقا» یک واژه‌ی ترکی است که برای آن واژگان پارسی زیر باشنده است:
سرور، بان، پانا، کیا، کدبان
واژه‌ی ِ کدبان که سیاوش اوستا پیش‌نهاده و به‌کار می‌برد، واژه‌ی ِ درخوری نیست.
چراکه کد به چم (=معنی) خانه می‌باشد و کدبانو اَی (=یعنی) خانه‌نگاه‌دار ولی این‌که برای ِ مرد هم این به‌کار رود، هرآینه برای مردهایی خوب است که زن‌هایش سر کار می‌روند و خودشان رخت می‌شویند و خوراک می‌پزند.

به واژه‌های بالا خواجه که از خدای‌چه ساخته شده است را می‌افزایم.
واژه کیا یا سرور واژ کان بهتر و امروزی تری هستند و واژگان مودب تری به شمار می روند
درود
واژه سرور خيلی زيبا و درخور است
سيامك
درود،

درباره واژه "آقا" و جايگزين آن به پارسی به ديدگاه من واژه "سرور" درخور و زيبا است، چه رمن "سرور" می شود "سروران"، ولی رمن "كيا" مي شود كياها كه چندان زيبا نيست.
برای نمونه ما در پارسی از ديرباز می گويم: "بانوان و سروران گرامی" ولی اگر بخواهيم واژه "كيا" را بكار بريم مي شود: "بانوان و كياها گرامی" كه به هيچ روی زيبا نيست.
واژه "سرور" هم در پارسی جا افتاده تر است و هم پيشتر در بسياری از نوشتارها بكار گرفته شده، و واژه های همسنگ آن مانند "سركار"، "سر"، "سروان" ... فراوان در پارسی بهره گرفته می شود.
به گمان من واژه "كيا" شايد به ‌گونه ايی بيشتر همسنگ واژه "لرد" انگليسی می باشد، چه به گمان من "كيا" از "كيان" كه به چم پادشاه است گرفته شده.
در پيشنهاداتان براي واژه "آقا" واژه "خواجه" را هم گذاشته ايد، كه گمان می كنم واژه "خواجه" از بن يك واژه تركی است؛ آيا اينگونه نيست؟

سپاسگزارم
سيامك
واژه شید هم واژه شابیسته ایست و می تواند جای آقا را بگیرد.
من واژه ی خواجه را برگزیدم . زیرا اگر دقت کرده باشید در نوشته هایی که مربوط به سده های گذشته است همیشه به جای آقا ،خواجه به کار می رفته است . برای نمونه :

دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر
                                                  گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست

یا در نمونه ای دیگر بیهقی شخصی به نام احمد را خواجه احمد می گوید.

دیگر دلیل من این است که درکنار خواجه ما واژه ی خاجه ( به معنی مردی که نمی تواند بچه دار شود) را نیز داریم که این دو واژه با هم هماهنگی دارند . درست مانند آقا و آغا ( مانند آغا محمد خان قاجار که اخته بوده است ) در زبان ترکی که این دو واژه نیز با هم هماهنگی لفظی و معنایی دارند.

با سپاس
ایران منش نوشته:

من واژه ی خواجه را برگزیدم . زیرا اگر دقت کرده باشید در نوشته هایی که مربوط به سده های گذشته است همیشه به جای آقا ،خواجه به کار می رفته است . برای نمونه :

دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر
                                                  گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست

یا در نمونه ای دیگر بیهقی شخصی به نام احمد را خواجه احمد می گوید.

دیگر دلیل من این است که درکنار خواجه ما واژه ی خاجه ( به معنی مردی که نمی تواند بچه دار شود) را نیز داریم که این دو واژه با هم هماهنگی دارند . درست مانند آقا و آغا ( مانند آغا محمد خان قاجار که اخته بوده است ) در زبان ترکی که این دو واژه نیز با هم هماهنگی لفظی و معنایی دارند.

با سپاس


هموند گرامی ایران منش
با گفتار شما دربارۀ دو واژۀ آغا و آقا ناسازگارم چرا که این دو واژه در زبان ترکی بیشتر برای فرنایش است هم چون دو واژۀ خواجه و کیا که آن ها هم کمابیش به آهنگ فرنایش می باشند تا نامیدن کسی به سرور. چرا که در زبان ترکی برای خواندن مرد از واژۀ بی بر چم پی (بنیاد) بهره گرفته می شود. این اندیشۀ نا درست که آغا به مرد سترون گفته می شود هیچ گونه ریشه ای ندارد.

من نیز واژۀ سرور را بسیار برازنده می دانم . ولی خواجه را بیشتر برای فرنایش می دانم.

پیروز باشید.
درود بر دوستان

از دیر باز دو واژه زیبای بان و بانو در زبان پارسی برای خواندن زن و مرد به کار برده می شده است. امروزه واژه بان رو به فراموشی نهاده ولی واژه بانو هنوز پرکاربرد است. اگر چه زمان درازی است که واژگان مغولی آقا ، خانوم و خاتون زبانمان را خلیده اند ولی می توان با جایگزین کردن بان وبانو زخم را بهبود بخشید


با سپاس هارپاگ
درود بر پارسی گویان گرامی

به گمان واژگان "سرور" و "مهتر" خوش تر هستند.
بدین روی که "مهتر" بجای (آقا) بکار آید و "سرور" برای بزرگداشت بیشتر "مهتر". که جای "جناب و عالیجناب" امروزی را بکار گرفته شود.
نشانی‌های خاست‌گاه ها