
RSS یک سرواژه برای سخنهای Realy Simple Sindication یا Rich Site Summery است. sindication به گفتِ آریانپور به چم «به چند ایستگاه پخش کردن» است. پس برگردانِ واژه به واژهی این دو سخن «پخشِ بسیار آسان» یا «چکیدهی پُرمایهی تارنما» است. RSS نامِ نخستین گونه از فنآوری ویژهای است که به خودِ فنآوری نیز گفته شده است. برایِ نمونه گونههای دیگری از فنآوری RSS با نامهایِ ATOM، OPML و ... شناخته میشوند. در نگارهی بالایِ این نوشتار میتوانید گوناگونی نامهای این فنآوری را از روی نمادها دریابید.
از این رو در زبانِ پارسی میتوانیم سخنی آسانتر و رساتر از برگردانِ واژهبهواژهی RSS برای این فنآوری برگزینیم. با جُستوجویی در رایاتار دانسته شد که برخی پارسیزبانانِ تارنگارنده برای سرواژهی RSS واژههای «چاپارنامه» و «آگهینامه» را برگزیدهاند.
شما چه واژهای را پیشمینهید؟
«آگهینامه» برابرِ پارسیِ RSS:
«آگهینامه» برای RSS واژهای شایسته است چرا که فنآوری RSS یکسره همان چیزی است که هر پارسیزبانی از واژهی آمیختهی «آگهینامه» درمییابد. و این را درمییابد که «نامهای است برای آگاهی دادن از چگونگی تارنما».. این چم هنگامی بسیار رساتر میشود که نامِ تارنما پشتِ این واژه نهاده شود: «آگهینامهی پارسیمان»، «آگهینامهی ایرنا»، «آگهینامهی گویانیوز»، «آگهینامهی تَکدانلود» و ...
برای نمونه، هنگامی که گفته میشود «آگهینامهی تارنمای پارسیمان» به چم نامهای است که از تارنمای پارسیمان آمده وکارگردانِ پارسیمان دانستنیها یا آگاهیهایی را در آن گنجانده است و یا از پراکنش جُستاری تازه در تارنما گفته است.
از این رو پارسیمان «آگهینامه» را از برای جایگزین RSS میپذیرد تا زمانی که جایگزین شایستهتری پیشنهاده شود.
درود بر دوستان.
یک دشواری بزرگ برای جایگزینی واژگان رایانه ای این است واژگان رایانه ای (و روی هم رفته واژگان نوین در زمینه ی فن آوری) کوته شده ی سرواژه ها هستند؛ مانند: PC , DC, FTP, RSS, temp, SMS, ...
اگر ما بخواهیم جایگزین هایی برای این واژگان بیابیم تا آنجا که می شود باید کوتاه باشند تا پسند همگان گردد. برای نمونه اگر به جای SMS که کوتاه شده ی Short message service است بخواهیم بگوییم "پیام کوتاه" شاید جا بیفتد ولی به این زودی ها از نوشتارها با دبیره ی لاتین جدا نخواهد شد ؛ داوری با خودتان:
SMS
Payaam-e koutaah
البته بی گمان ما باید جایگزینی را برگزینیم ولی گمان نمی کنم بشود به زدوده شدن کامل آن واژگان بیگانه امید داشت. (دست کم در زبان رایانه ای پارسی)
درباره ی RSS من "آگهی نامه" می پسندم. "چاپارنامه" بخت کم تری برای همگانی شدن دارد.
پاینده باشید.
درود
به جای اس ام اس میتوان گفت: پیام یا پیغامک یا پیغام.
این واژهها در زبان بسیاری از دوستانِ ما باشنده است و آنها را به کار میبرند.
نمونه: «برایت پیامکی فرستادم پاسخ ندادی»
بدرود
درود
از RSS به نام بیگانه (فید خوان) یاد می شود که به گمانم می توان از برگردان آن هم بهره جست و "خوراک" نامیدش. بدین ریخت: (خوراک + نام تارنما) یا (خوراک ده + نام تارنما).