فرستادن پست  فرستادن گفت‌وگو 

خراسان (بیشتر جنوبی و میانه آن)
بنیادگزار پیام
mehdiebrahimi
تازه‌کار
*


پست‌ها: 8
گروه: هم‌وندان
آغاز هم‌وندی: دوشنبه 30 مهر 1386
نِهش: برون‌رج
آوازه:
پست: #1
خراسان (بیشتر جنوبی و میانه آن)

واژگان بومی شهرهای خراسان
من گنابادی ام و گزیده ای از واژگان دیار کهنم را خواهم نوشت. واژگانی که بسیار زیبا می باشند:
ور تاز کن: var taz ken: گرفته شده از : کند بزن. بتاز. بدو: سریع رفتن
وخز: vakhez: برخیز، بلند شو
پیشون:pishoon: پایان: انتها
بجی: bejji: جست بزن، جستن کن: فرار کن.
بود شدن: bood: پر شدن: کامل شدن
چند گاه پیش: چند وقت پیش
درگاه: Dargaah: جای در، در
درچه: dercha: پنجره، دریچه
کاریز: kareez: قنات
بزودی بسیار خواهم نوشت.
گناباد دیار بزرگترین و کهن ترین کاریز (قنات) دنیا. با آبدهی 180 لیتر در ثانیه با کهنی بیش از 2500 سال

پنجشنبه 17 آبان 1386، تسوک 06:11
فرستادن پیام به نویسنده یافتن همه‌ی پست‌های این نویسنده بازگفتن این پیام در یک پاسخ
mehdiebrahimi
تازه‌کار
*


پست‌ها: 8
گروه: هم‌وندان
آغاز هم‌وندی: دوشنبه 30 مهر 1386
نِهش: برون‌رج
آوازه:
پست: #2
RE: خراسان (بیشتر جنوبی و میانه آن)

با درود فراوان
چند واژه تازه گنابادی دیگر:
نماز دگر: nemaaz degar: هنگام نماز دیگر، هنگام نماز عصر
افتو هومار: afto homar: هنگامی که آفتاب هموار میشود: نزدیک به تسوک 8بامداد
نما شم: nemaa shom: نماز شام، هنگام غروب خورشید
روز ورو مد:rooz varoo mad: برآمدن آفتاب، روز آمد: هنگام طلوع خورشید
اشتو: ashto : شتاب، عجله
نودورشور: nodorshor (همه با o خوانده می شود مانند پر por): ناودان: که از شر شر ناودان گرفته شده است
خور khor : گوله آتش: خورشید از خور و شید (نور) گرفته شده است.
باش: baash: بودن
باشتا:baashta: باش تا: بمان تا، صبر کن تا...
پندری: pendari: تو می پنداری، تو گمان می کنی.
انگار کو 1 : Angaar koo: انگار کن، انگاشتن، پنداشتن، تصور کن
انگار کو 2 :angaar koo: بایست، توقف کن، تعطیل کن
تهرو:  Tahroo: رو، چهره، صورت
ورلک شدن: Varlek: بر پا شدن، بلند شدن، ایستادن
زنگیچه:zengicha: شاید از زانوچه (زانوی پا بزرگ و زانوی دست کوچک) گرفته شده باشد: همان زانو دست می باشد.
خردی: khordi: کوچک
شین: sheyn: جنگ، بزن بزن
ورشین:varsheyn: انسان عصبانی

واپسین ویرایش درسه شنبه 29 آبان 1386، تسوک 21:03 به دستِ mehdiebrahimi.

دوشنبه 28 آبان 1386، تسوک 22:47
فرستادن پیام به نویسنده یافتن همه‌ی پست‌های این نویسنده بازگفتن این پیام در یک پاسخ
mehdiebrahimi
تازه‌کار
*


پست‌ها: 8
گروه: هم‌وندان
آغاز هم‌وندی: دوشنبه 30 مهر 1386
نِهش: برون‌رج
آوازه:
پست: #3
RE: خراسان (بیشتر جنوبی و میانه آن)

واژه هایی دیگر:
اشتو:Ashto : شتاب، عجله
اشتوکی: ashtoki: به کسی که دستپاچه است میگویند. شتابکی، به تندی کار نمودن
به کجه مشی؟ be koje meshi: به کجا میشوی؟ به کجا میروی؟
مه مه (mama): مامان، مادر
بومدم:boomadom: آمدم، بیامدم بوده که شده است بومدم. برای گروههای دیگر نیز به همین گونه می آید.: بومدیboomadi: تو آمدی، بومدشboomadesh: او آمد. بومدمboomadem: ما آمدیم، بومده: boomade:شما آمدید. بومدن:boomaden: آنها آمدند.
ورگویه: گفتن، بازگویی: واگویی
این واژه نیز برای گروههای دیگر به همینگونه بکار می رود:
ورگویم، ورگویی، ورگوید، ورگویم، ورگویه، ورگوین:
vargooyom, vargooii, vargooyed, vargooyem, vargooye, vargooyen.
مچم دنم: mochem denom: من چه میدانم
اکلی: akkeli: درهم برهم، فله، رویهم رفته
و ...

شنبه 10 آذر 1386، تسوک 13:23
فرستادن پیام به نویسنده یافتن همه‌ی پست‌های این نویسنده بازگفتن این پیام در یک پاسخ

فرستادن پست  فرستادن گفت‌وگو 

نمایش نگارش چاپی
فرستادنِ این گفت‌وگو به یک دوست
هم‌وندی در این گفت‌وگو | افزودن گفت‌وگو به دل‌پسنده‌ها
رده‌بندی این گفت‌وگو:

پرش به: