فهرست پایه
خانه
رایانَسک‌خانه
واژه‌نامه
نگارخانه
پیوندها
انجمن پارسی‌مان
بایگانی
همه‌ی نوشتارها
اوستا؛ گاتها؛ سرودِ چهاردهم: گرفتاري و رستگاري

دانش‌نامه‌ی دستور زبان پارسی

گفتاری از استاد کزازی درباره‌ی سره‌گویی و سره‌نویسی

سنگ‌نبشته‌ی خشایارشا، پارسه (XPc)

واژه‌ياب

واژه‌نامه‌ی فارسی به پارسی «پارسی‌مان»

خنده‌هاتان جاودان؛ یادبودهاتان ماندگار

فرهنگ چیست؟ - بخش دوم

فارسی ِ باستان (دستور ِ زبان، متون، واژه‌نامه)

سنگ‌نبشته‌ی خشایارشا، پارسه (XPa)

سنگ‌نبشته‌هاي كوروش بزرگ در پاسارگاد

فرهنگ بیست‌هزار

دبیره‌ی اوستایی

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ پنجم: گم‌راهي

زیباشناسی سخن پارسی؛ بیان

دستور پارسی: واج، واکه، هم‌خوان

خردورزي برايِ همگان؛ بخشِ هفتم

پوپولیسم یا مردم‌انگیزی

سکولاریسم یا این‌جهان‌گرایی؛ بخش یکم

از زبان داريوش!

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ دهم: چاره‌سازي

ترس

اُمانیسم یا آدمی‌گرایی

خردورزی برایِ همگان: بخشِ دوم

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ سه دیگر: نیکی و بدی

آيين‌ ِ برافراشتن ِ درفش ِ كاوياني در سرزمين ِ درفش‌هايِ برافراخته

فرمان کورش بزرگ هخامنشی

بزرگ‌داشت زبان پارسی

فرهنگ چیست؟ - بخش یکم

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ شانزدهم: شهرياري ِ نيك ِ برگزيدني

فرهنگ هر كشور، شناس‌نامه‌ی مردم آن سرزمین است.

سنگ‌نبشته ی داریوش بزرگ، نقش رستم (DNb)

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ يازدهم: دشواري‌هاي ِ كار

درباره‌یِ ما

واژگان پارسی

گفت‌وگو با استاد کزازی

سنگ‌نبشته‌ی خشایارشا، پارسه (XPb)

فرهنگ چیست؟ - بخش ششم

کودکان روزنه‌هایند

زیباشناسی سخن پارسی؛ معانی

سفارش‌نامه‌ی داریوش بزرگ هخامنشی

روان‌شناسي دل‌دادگي، روان‌شناسي كور نيست

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ چهارم: راه‌نمایی

گرايش پژوهِ گوگل

مهرازی در ایران باستان

خردورزی برایِ همگان: بخشِ یکم

سنگ‌نبشته‌ی داریوش بزرگ، شوش (DSf)

دانش و آغاز نهادهایِ دانشی در ایران باستان

خردورزی برایِ‌ همگان: بخشِ چهارم

دبیره‌یِ پارسی جهانی

از سنگ نگاری تا تارنگاری

فرهنگِ پايه

RSS یا آگهی‌نامه چیست؟

سنگ‌نبشته‌ی خشایارشا، پارسه (XPd)

دموکراسی یا مردم‌سالاری

سَلم‌هایِ گلى هخامنشی برای فروش

سرچشمه‌هايِ پارسيِ‌ سره

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ هشتم: خودشناسي و خداشناسي

بخشِ ششم از نسکِ «خردورزي برايِ همگان»

هشت تومان دارم بشه هشت و پونسد می‌رم خونه.؟؟؟؟؟!!!!!!!

سنگ‌نبشته‌ی داریوش بزرگ در سو اِز (DZc)

آیینه‌ی زبان پارسی

زرتشتِ اسپنتمان: پيغمبري پاك با پيام ِ پاك

سخن آغاز فرهنگ واژگان تازی به پارسی: بخش دوم

سَلم هاي گلي هخامنشي

از مهر گفتن

تِلِماک

سکولاریسم یا این‌جهان‌گرایی؛ بخش دوم

فرهنگ واژه‌های فارسی سره

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ دو دیگر: برگزیده شدنِ زرتشت به سروری و رهبری

همه ی الفباهای زبان پارسی امروزی

فرهنگ چیست؟ - بخش پنجم

سنگ‌نبشته‌ی اردشیر، شوش (A2Sa)

بسامدِ واژه‌یِ «ايران» در چامه‌یِ انوری

نامه‌یِ انگلس به مارکس درباره‌یِ زبانِ پارسی

باران

سنگ‌نبشته‌ی داریوش بزرگ، نقش رستم (DNa)

سنگ‌نبشته‌ی خشایارشا، پارسه (XPh)

سَلمِ اَریارمنه

خردورزی برایِ همگان: بخشِ سوم

شاید این‌چنین بشود!

سنگ‌نبشته‌ی داریوش بزرگ، شوش (DSs)

فراخوان بنیاد‌گزاری «انجمن پارسی سره»

نخستین آگهیِ دادیکِ آدمی در جهان

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ ششم: دل‌دادگي به كار

فَرَوَهَر

سنگ‌نبشته‌ی خشایارشا، پارسه (XPg)

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ يكم: نيايش

انديشه‌هايِ فلسفي ِ ايراني

ریشه‌شناسی واژه‌ی عشق

چهارشنبه‌سوری، شبِ رهایی کودکِ شادی

جشن سده خجسته باد

هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز

سَلم ِ اَرشام

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ سيزدهم: پيروزي بر دروغ

شناسایی یک سامانه، با داده‌های گردآمده از یک چرخه‌ی بست

نرم‌افزار بِی‌بیلون (Baybilon)؛ آسان‌ترین و کاربرپسند‌ترین واژه‌یاب

برادر بآن!، خواهر بانو! بفرماييد، نوشته سرد نشه!...

پیوندنامه‌یِ زناشویی به پارسی ِ سره

درفش ِ شکوه‌مند و سرفراز کاویانی

هنر

فرهنگ انگارگانی

سنگ‌نبشته‌ی داریوش بزرگ در بيستون

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ دوازدهم: خردِ افزاينده

زبان پارسی زبانِ جهانِ دانش

پی‌تارواره‌ها و چگونگی به‌کارگيری آن‌ها در سامانه‌های هوش‌مند

سنگ‌نبشته‌هاي داريوش بزرگ در پارسه

آب و آیینه

بر این مشت خاک، رشگ مبر

سخنی پیرامونِ پارسی‌گویی

سنگ‌نبشته‌ی خشایارشا، پارسه (XPf)

واژه‌های پارسی

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ پانزدهم: راز و نياز با خدا

سنگ‌نبشته ی داریوش بزرگ، شوش (DSe)

پول خرد

سنگ‌نبشته‌ی داریوش بزرگ، شوش (DSj)

خانه

فرهنگ چیست؟ - بخش چهارم

زیباشناسی سخن پارسی؛ بدیع

گاه‌نامه‌های ایرانی برای سال 1387 خورشیدی

مهرگان خجسته باد

پارسی زبانِ همه‌یِ ایرانیان

آگهی‌نامه‌ی هده‌های آدمی

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ هفتم: نوسازي

«چون مي‌گذرد غمي نيست»

نوروزتان پیروز

فرهنگ چیست؟ - بخش سوم

پالایش زبانِ پارسی

نوشتاری از استاد حسابی درباره‌ی توانایی‌های زبان پارسی

خردورزی برای همگان؛ بخشِ پنجم

بوسه‌ي باران

دستور پارسی: واج‌پار یا بخش

سخن آغاز فرهنگ واژگان تازی به پارسی: بخش یکم

همه‌ را به خود واسپردم

یارانِ سراچه

سخن آغاز فرهنگ واژگان تازی به پارسی: بخش سوم

درباره‌ي زبان و دبيره‌ي چيني

شهرآشوب

سکولاریسم یا این‌جهان‌گرایی؛ بخش سوم

پرخاش به آب‌گیری بند سیوند

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ نهم: پرسش‌ها و پاسخ‌ها

اوستا؛ گاتها؛ سرودِ هفدهم: به‌ترين آرزو

نگارخانه
جست‌وجو در پارسی‌مان
کوتاه از هر جا
شمار ِ بازدیدها
از خردادماه 1385 تاکنون 411677 بار

خانه فرستادن برای یک دوست
نوشتارها - ادب
11 امرداد 1387 تسوک 23:58


خانه‌ی ما بزرگ بود. یک گوشه از آن باغچه‌ای داشتیم که درست در میانه‌ی آن انار بزرگی روییده بود. می‌گفتند خدابیامرز، پدربزرگم آن را کاشته است. انارهایش کوچک، کم‌آب ولی بسیار خوش‌مزه بود. به گمانم ترش‌مزه بودند. چند تا درخت لیمو هم داشتیم. لیموها هم کوچک ولی گاهی پر آب بودند. درخت‌های نخل هم که در هر خانه‌ای بودند. چند تا پیچک نزدیک دیوار باغچه کاشته بودند، نمی‌دانم آن‌ها را از کجا به ده آورده بودند، پیچک‌ها پهن برگ بودند، گیاهان پهن‌برگ تاب آفتاب تند و هوای خشک آن سرزمین را نداشتند و کمابیش هر روز باید آبیاری می‌شدند. ...
دنباله‌ی نوشتارِ (2 يادداشت)
 
باران فرستادن برای یک دوست
نوشتارها - ادب
31 تیر 1387 تسوک 11:34

باران

باران که می‌بارید با شور بسیار، همگی دمِ درِ نشیمن‌خانه بر روی هم سوار می‌شدیم که بارش باران را ببینیم. اگر بارش تند می‌بود میان‌سرا پر از آب می‌شد. آن‌گاه اگر چکه‌های باران درشت می‌بود، برخورد چکه‌ها به آبِ گردآمده در میان‌سرا، مایه‌ی برخاستن ناگهانیِ آب از زمین و بازنشستنش می‌شد که یادآور کوهان شتر بود. از این رو آن را اُشترو می‌نامیدیم. با شادی بسیار فریاد می‌کردیم که «اشترو اشترو». ...

دنباله‌ی نوشتارِ (1 يادداشت)
 
ریشه‌شناسی واژه‌ی عشق فرستادن برای یک دوست
نوشتارها - دبیره و زبان‌شناسي
25 فروردين 1387 تسوک 02:21

اِشق

زيباترين واژه‌ي زبان پارسي كه تا چندي پيش همه آن را عربي مي‌دانسته‌اند و در چامه و ادب پارسي و به‌ويژه هستی‌شناسی ايراني جاي‌گاهي بلند و برجسته دارد واژه‌ي "عشق" است. اين واژه ريشه‌ي هند و اروپايي دارد و پيشينه‌ي آن بدين ...

دنباله‌ی نوشتارِ (1 يادداشت)
 
گاه‌نامه‌های ایرانی برای سال 1387 خورشیدی فرستادن برای یک دوست
نوشتارها - یادداشت‌ها
13 فروردين 1387 تسوک 14:13


تاکنون برای سال 1387 خورشیدی ایرانی دو گاه‌نامه‌ی زیبا با یادمان‌های ایرانی یافته‌ام. یکی گاه‌نامه‌ای که تارنمای بنیاد فرهنگ ایران فراهم آورده است:


و دیگری گاه‌نامه‌ای است که استاد غیاث‌آبادی برای سال 1387 خورشیدی پیش‌نهاده‌اند. این گاه‌نامه بسیار پربارتر است و کمابیش همه‌ی یادمان‌های چشم‌گیر باستان تا امروز را در برمی‌گیرد:

از ویژگی‌های خوب و شایسته‌ای که این گاه‌نامه‌ها دارند آن است که در آن‌ها جشن‌های ایرانی نمایانده شده‌اند چیزی که تاکنون در هیچ‌کدام از سال‌نامه‌ها ندیده بودم. جای چنین کارهایی در ایران امروز ما بس تهی است. به نام یک هم‌میهن از فراهم‌آورندگان این سال‌نامه‌های پرارزش سپاس‌گزاری می‌کنم و امیدوارم زندگی پربارشان هم‌راه شادمانی و خرسندی باشد.
دنباله‌ی نوشتارِ (1 يادداشت)
 
<< آغاز < پیشین 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 پسین > پایان >>

جُستارهايِ 1 - 14 از 141
امروز
15 شهریور 1387 تسوک 23:53

هم‌وندی در پارسی‌مان

رایانامه‌ی (Email) خود را اندر کنید:

شمار هم‌وندان


خانه‌یِ زبانِ پارسی سره

نشانِ ما را برای هم‌یاری در تارنما یا تارنگارتان جا دهید:

همه‌پرسی
"زبانِ پارسی هنر است"
 
آموزش‌گاهِ پارسی

آيا مي‌‌دانيد كه در «تفسیر خواجه عبدالله انصاری» واژگانِ پارسیِ زیر به فراوانی به کار رفته است:

جز کردن: تبدیل کردن

ستیهنده: متعصب

کژپیمان: خائن

گردن‌نهاده: مسلم

نسپاسی: کفران

هم‌دیداری: ملاقات، مصاحبت

خواهش‌گری: شفاعت


 



ائتلاف: همایه
ابتدا: نخست
ابتدایی‌ترین: ساده‌ترین
ابتلاء: دچاری
ابتکار: نوآوری
ابدیت: همیشگی
ابن سینا: پور سینا
اتباع: شهروندان
اتحاد: همبستگی
اتفاق افتاد: رخ داد
اتفاق افتادن: رخ دادن
اتفاقات: روی‌دادها
اتوماتیک: خودکار
اتومبیل: خودرو
اجتناب: دوری
اجتناب‌ناپذیر: پیش‌گیری‌ناپذیر
اجرت: دست‌مزد
اجناس: کالاها
اجیر: مزدور
احترام: ارج
احتمالا: شاید، چه بسا
احتیاج: نیاز
احتیاط: پروا
احدی: هیچ‌کسی
احسان: نکویی
احسنت، براوو یا باریکلا: آفرین
احضار کردن: فراخواندن
دعوت کردن: فراخواندن
احیانا: شاید
اخاذی: زورگیری
اخبار: تازه‌ها
اختراع: نوآوری
اختلاط: درهمی
اختناق: خفگی، فشار، تنگنا
اخذ: دریافت
اخطار: هشدار
اخلاف: جانشینان
اخوت: برادری
اخوی: برادر
اخيرالتأسيس: نوبنیاد، نوساز
اخیرا: به تازگی
ادوار: دوره‌ها
اذان: بانگ نماز
اذیت: آزار
ارائه طریق کردن: پیشنهاد کردن
ارائه کرد: رو کرد
اراضی: زمین‌ها
ارامنه: ارمنیان
اربعین: چله
ارتجاع: واپس‌گرایی
ارتعاش: لرزش
ارتفاع: بلندی
ارزاق: خواروبار
ارسال کردن: فرستادن
ارشد: بزرگ‌تر
ارفاق: آسان‌گیری
ارکان: پایه‌ها
ارکستر: هم‌نوازی
اریکه: تخت
اریکه‌ی فرمان‌روایی: تختِ فرمان‌روایی
از اوایل: از آغاز
از این جهت: از این رو
از این طریق: از این روش
از این قبیل: از این دست
از این نظر: از این رو
از آن جمله: از آن میان
از آن روز به بعد: پس از آن روز
از بین بردن: از میان بردن
از جانب: از سوی
از جمله: از دسته، از آن‌گونه
از حیث: از دید
از طرف دیگر: از سوی دیگر
از طریق: از راه
از قدیم: از دیر باز
ازدواج: زناشویی
اساس: بنیاد
اساسنامه: بنیادنامه
اساسی: بنیادی، بنیادین
اسبق: پیشین
اسپری: افشانه
استبداد: تک‌سالاری، خوکامگی
استحصال: برداشت
استحضار: آگاهی
استحقاق: شایستگی، سزاواری
استحمام: خودشویی
استحکامات: سنگربندی‌ها
استدعا می‌کنم: خواهش می‌کنم، درخواست می‌کنم
استراتژی: راه‌برد
استراتژیک: راه‌بردی
استراحت کردن: آسودن، درازکشیدن
استراق سمع: شنود
استرداد: واپس‌داد
استشمام: بو کردن، بوییدن
استشهاد: گواهی
استعفا: کناره‌گیری
استعمال: کاربرد
استفاده از: به کارگیری
استفاده: کاربرد
استقامت: پایداری
استقبال: پیشباز
استقرار: برپایی
استقلال: خودسالاری
استمرار: ادامه، پیوستگی
استناد: گواه‌مندی
استنباط: برداشت
استهزاء: ریشخند
استهلاک: فرسایش
استیجاری: کرایه‌ای
استیضاح: بازخواست
استیلاء: چیرگی
اسرار: رازها
اسراف: ریخت‌و‌پاش
اسطوره: افسانه
اسقاطی: ناکارآمد
اسلاف: یشینیان‌، گذشتگان
اسلحه: جنگ‌افزار
اسم: نام
اسهال: شکم‌روش
اسکله: بارانداز
اسیر: برده‌، دست‌گیر
اشاعه: گسترش
اشتباها: ندانسته
اشتغال: کارگماری
اشرار: آشوبگران
اشراف: بزرگان، بزرگواران
اشعار: سروده‌ها
اشکال: خرده
اصحاب: یاران
اصرار: پافشاری
اصطلاحات: واژگان
اصطکاک: سایش
اصفهان: اسپهان‌، اسپاهان
اصل: ریشه، بن، بیخ
اصولی: بنیادی‌، بنیادین
اصیل: ریشه‌دار
اضافه کردن: افزودن
اضطراب: پریشانی
اضمحلال: نابودی
اطاعت: پیروی‌، فرمانبرداری
اطاعت می‌شود: به روی چشم
اطاق: اتاق
اطراف: گوشه‌‎ها، کناره‌ها
اطرافیان: خویشان‌، نزدیکان
اطریش: اتریش
اطلاع: آگاهی
اطلاع ثانوی: آگهی پس از این
اطلاعات: داده‌ها
اظهار داشت: بازگو کرد
اظهار نظر: بازگویی دیدگاه
اعتبارنامه: استوارنامه
اعتدال: میانه‌روی
اعتقادات: باورها
اعتماد به نفس: خودباوری
اعتماد متقابل: هم‌باوری
اعجاب انگیز: شگفت‌انگیز
اعدام کردن: سر به نیست کردن
اعراب (عرب‌ها): تازیان
اعزام: گسیل
اعلام کردن: آگاه کردن
اعلان: آگهی
اعیاد: جشن‌ها
اغتشاش: آشفتگی
اغلب: بیشتر
افتتاح: گشایش
افتخار: سربلندی
افتضاح: رسوایی
افراد: کسان
افرادی که: کسانی که
افراط: فراخ‌روی
افسوس: دریغا
افقی: ستانی
اقامت: ماندن
اقبال: بخت
اقتباس از ...: برگرفته از ...
اقدام نمودن: دست زدن
اقصی نقاط جهان: سرتاسر جهان
اقصی نقاط دنیا: سرتاسر جهان
اقصی نقاط کشور: سرتاسر کشور
اقلام: نمونه‌ها
اقلیت: کمتری
الان: اکنون
البسه: پوشاک
الحاق: پیوست
الی یا لغایت: تا
اما: ولی
امام: پیشوا
امام جماعت: پیش‌نماز
امتحان: آزمون
امتحان کردن: آزمودن، آزمایش کردن
امتداد: راستا
امتناع: خودداری، پرهیز
امتناع کردن: خودداری کردن
امثال: همانند
امداد: یاری رسانی
امدادگر: یاری رسان
امر: فرمایش
امرار معاش: گذران زندگی
امرتان چیست؟: فرمایشتان چیست؟
امریه: فرمان‌نامه
امکان‌پذیر: شدنی
انبیاء: پیامبران، پیغمبران
انتخاب: گزینش
انتخابات: گزیدمان
انتصاب: گماشتن، گمایش
انتظار: چشم‌داشت
انتظار داشتن: چشم‌داشتن
انتظار می رود: پیش‌بینی می‌شود
انتقاد کردن: خرده‌گیری، خرده گرفتن
انتقام: کین‌خواهی
انجماد: یخ زدن، فسردن
انحاء: روش‌ها
انحراف: لغزش
انحرافات: کژی‌ها
انزوا: گوشه‌گیری
انسجام: هماهنگی
انشاء الله: به امید خدا
انصراف دادن: کناره‌ گرفتن
انعطاف: نرمش
انعقاد خون: لختگی خون
انعکاس: بازتاب
انفجار: پکیدن، پکش
انفرادی: تنهایی
انفصال: جدایی
انهار: رودها
انهدام: نابودی
انواع: گونه‌ها
اهالی بوشهر: مردمان بوشهر
اهتمام: کوشش
اهدا کردن: پیشکش کردن
اواسط: میانه‌ها
اوباش: ناکس
اول: نخست
اولا: نخست
اولاد: فرزندان
اولویت: نخستینگی
اولین: نخستین
اکاذیب: دروغ‌ها
اکتفاء: بسنده
اکتفاء کردن: بسنده کردن
اکثر قریب اتفاق: بیش‌تر
اکثرا: بیش‌تر
اکثریت: بیش‌تری
ایاب‌و‌ذهاب: رفت‌و‌آمد
ایالت: استان، فرمان‌روایی
ایام: روزها
ایجاد اشتغال: کارآفرینی
ایجاد: برپایی
ایجاد شده: برپاشده
ایجاد کردن: پدید آوردن
ایده‌آل: آرمانی
ایده‌آلیست: آرمان‌گرا
ایده‌آلیسم: آرمان‌گرایی
ایرانی‌الاصل: ایرانی‌تبار
ایرانیت: ایرانی‌گری
ایمان: باور، باورداشت
این طور: این گونه
ایندکس: نمایه
آباژور: نورتاب
آخر‌الامر: سرانجام
آخر: پایان
آخرت: رستاخیز
آخرین: واپسین
آرشیو: بایگانی
آزمایشات: آزمایش‌ها
آس: تک‌خال
آسانسور: بالابر
آل بویه: خاندان بویه
آلت قتاله: کُشت‌افزار
آن را باطل کردم: آن را تباه کردم
آنطور: آن گونه
آنوقت: آن گاه
با اصل و نسب: با ریشه
با تشکر: با سپاس
با تقوی: پرهیزگار
با تمام: با همه
با عقاید مختلف: با باورهای گوناگون
با قابلیت: با توانایی
با لیاقتی: شایستگی
باجناق: هم‌ریش
بارز: آشکار، پدیدار
باطل: نادرست، تباه
باطنی: درونی
باعث: مایه
باعث عبرت دیگران: مایه‌ی پند دیگران
باقیمانده: مانده
بالاجبار: به ناچار
بالاخره: سرانجام
بالاخص: به‌ویژه
بالعکس: وارون
بالقوه: نهفته، خفته
بالکن: ایوان
باکِره: دوشیزه
بحبحه: هنگامه
بحث و تبادل نظر: گفتمان
بحر خزر: دریای مازندران
بحران: چالش
بخیل: چشم تنگ
بد جنس: بد نهاد
بدعت: نوآوری
بدن: تن
بدو: آغاز
بدون شک: بی گمان
بدون فوت وقت: بی درنگ
بدیل: همتا
بدین طریق: بدین روش
بذر پاشیدن: تخم پاشیدن
بذله گو: شوخ
بر اساس: بر پایه
بر عهده: بر دوش
بر مبنای: بر پایه
براق: درخشان
برای مثال: برای نمونه
برخی مواقع: گاهی
برعکس: وارونه
برقرار: پایدار، استوار، برپا
برودت: سرما
برودتی: سرمایشی
برکه: آبگیر
بزاق: آب دهن
بسط دادن: باز کردن : اندکی سخن را باز کنید
بسط: گسترش
بسمه تعالی: به نام خدا
بسهولت: به آسانی
بشارت دادن: مژده دادن
بشاش: خندان
بشر: آدمی
بصیرت: بینش
بعد: پس
بعدها: در آینده
بعضا: گاهی
بعضی اوقات: هر از چند گاهی
بعضی: برخی
بعضی مواقع: گاهی
بعضی وقتها: گاهی
بعید: دور
بلاتکلیف: بی‌برنامه
بلاتکلیفی: بی‌برنامگی
بلاغت: شیوایی
بلافاصله: بی‌درنگ
بنیان: بنیاد
بنیانگذار: بنیادگذار
به اتفاق: همراه
به احتمال زیاد: به گمان بسیار
به این ترتیب: بدین سان
به تدریج: کم کم
به تفصیل: به گستردگی
به حق: به سزا
به خصوص: به ویژه
به زعم: به‌باور
به سرعت: با‌شتاب
به طور قطع: بی‌گمان
به ظن من: به گمان من
به عبارتی: به گفته‌ای
به علاوه: افزون بر آن
به غیر از اینکه: جدا از این که
به قول: به گفته
به لحاظ: از دید
به مثابه: به مانند
به منظور: برای
به موازات: هم‌راستا
به نحو: به گونه
به نحوی: به گونه‌ای
به هر حال: به هر روی
به هر صورت: به هر روی
به همین خاطر: از این رو
به همین دلیل: از این روی
به هیچ عنوان: به هیچ روی
به واقع: به راستی
به وجود آوردن: پدید آوردن
به وجود آورنده: پدیدآورنده
به