ریشه‌شناسی و ساختار زبان پارسی (4)؛ خانواده ی زبان‌ها ی هندواروپایی ساختار پی‌دی‌اف چاپ فرستادن به رایانامه
نوشتارها - زبان و ادب
دوشنبه ، ۱۹ اَمرداد ۱۳۸۸ ، ۲۳:۴۵
                                                            
 
برپایه ی نگره ی زبان‌شناسانه‌‌ای که پیش‌تر برشمرده شد، مردمانی که آن‌ها را هندواروپایی می‌نامیم و به یک زبان سخن می‌گفتند چون به گروه‌هایی بخش شدند و هر یک از دیگران جدا شد و راه سرزمینی دور پیش گرفت، زبانش به گونه‌ای ویژه دگرگون شد. روش واگویش، چگونگی گفتن واج‌ها دگرید. ساختمان واژگان دیگرگون شد و بر پایه ی کنشگرهای بسیاری که برشمردیم و در برآیندِ برخورد با مردمانی که به زبانی دیگر سخن می‌گفتند واژگان تازه‌ای فراگرفتند یا چم واژگان خویش را دیگر کردند. ولی نکته‌هایی بنیادی در ساختمان زبان هست که پایدار می‌ماند، یا دگرگونی آن‌ها به روشی انجام می‌گیرد که با روش هم‌سنجی می‌توان به چهر‌ه ی بنیادی آن‌ها پی‌برد.
برای نمونه، به ساخت دیگر کَسِ تک[i] از زمانِ اکنونِ پویه ی «بودن» در چند زبان هندواروپایی می‌نگریم؛ چهره‌ها ی گوناگون این ساخت چنین است:
 
زبان
ساخت دیگرکسِ تکِ پویه ی «است»
پارسی
است ast
س نسکریت
a'sti
یونانی باستان
e'sti
لیتوانی
esti
اسلاوی (روسی باستان)
jesti
لاتینی
est
ژرمنی
ist
فرنگی
est ('e)
انگلیسی
is
 
چهره‌ها ی گوناگون همین ساخت را می‌توان در زبان‌ها ی پرشماری یافت که از تنگه ی جبل‌الطارق تا ولادی‌وستک، و از جزیره ی ایسلند تا کلکته ر واج دارد و سراسر خشکسار آمریکا را که در آن زبان‌ها ی اروپایی به هم‌راه کوچندگانش، روامند شده است به این گستره باید افزود.
برای آن‌که بتوان چگونگی دگرگونی هر یک از هموندان این خانواده ی بزرگ را یافت و برشمرد، هرآینه بسیار سودمند بود اگر زبانِ مادر را می‌شناختیم. ولی از آن زبان هیچ نوشته‌ای در دست نیست. زبان «هندواروپایی» زبانی گمانیک است؛ و تنها از روی نشانه‌ها به بودن آن پی‌برده‌ایم. با پندار و گمان، و با روش برابرکردی می‌توان تا اندازه‌ای ساختمان آن زبان را بازشناخت. برای نمونه از روی ساختِ پویه ی بودن که در بالا آورده شد، می‌توان برنهاد که در زبان هندواروپایی این واژه به چهره ی [ii]*esti به کار می‌رفته است.
دگرگونی و فرگشت همه ی زبان‌هایی که از گوهر هندواروپایی در درازای زمان جدا شده‌اند به یک اندازه نبوده است. برخی از این شاخه‌ها بسیار زود دگرگون شده‌اند و برخی دیگر تا روزگار ما هنوز به چهره‌ای نزدیک به زبانِ مادر مانده‌اند. زبان‌ها ی ایرانی که زبان کشورگشایان بزرگ بوده و در سرزمینی بسیار پهناور پراکنده شده‌اند، در سنجش با دیگران، بسیار زودتر از شاخه‌ها ی دیگر زبان‌ها ی هندواروپایی دگرگونی پذیرفته‌اند و در برابر، زبان لیتوانی امروز، به زبان مادر بسیار نزدیک است و هم‌تراز زبان اوستایی و پارسی باستان هخامنشی شمرده می‌شود.
روی‌هم‌رفته میان زبان‌ها ی گوناگونی که از خانواده ی هندواروپایی شمرده می‌شوند، با چشم‌پوشی از گذشته ی آن‌ها، دو گونه ی جداگانه دیده می‌شود: الف) آمیختیک: گونه ی باستانی که در آن نام و زاب و جایِ نام[iii] بر پایه ی جای‌گاهی که در فراز دارند گشتار می‌شوند و ساختمان پویه نیز دارای ویژگی‌ها ی نمایانی است. ب) واکاویک: گونه ی نوین که در آن گشتار نام و زاب و جایِ نام یک‌سره یا به اندازه ی چشم‌گیری از میان رفته است و پیوندِ پاره‌ها ی فراز با پیوندواژه و افزونواژه یا به شوند[iv] پی‌آیند واژگان در فراز نمایان می‌شود. ولی باید دانست که در هر زبانی می‌توان تا اندازه‌ای از این هر دو گونه‌ی زبانی، نشانه‌هایی یافت.
درباره‌ي جای‌گاه نخستینِ مردمانِ هندواروپایی از روی نشانه‌ها ی گوناگون، انگاره‌ها ی پرشماری هست و هر دسته از دانش‌مندان یکی از این انگاره‌ها را درست‌تر می‌دانند و با نشانه و برهان در استوانش آن می‌کوشند. ولی شاید پرآوازه‌ترین و درست‌ترین نگره آن باشد که می‌گوید مردمان هندواروپایی آغازین در دشت‌ها ی نیمروز روسیه و اپاختر خاوری ایران می‌زیسته‌اند. گویندگان زبان‌ها ی هندواروپایی همه از نژاد سفید هستند اگرچه شاخه‌هایی که در سرزمین‌ها ی نیمروزتر و گرم‌تر می‌زیند اندکی سیه‌چرده باشند.
در نمودار زیر خانواده ی هندواروپایی با ریزگانی که در باره ی آن‌ها روشن‌گری خواهد شد، آورده شده است. زبان‌ها ی هر شاخه یا زیرگروه از این خانواده با یک رنگ ویژه نشان داده شده است. درازای هر شاخه، برآوردی از اندازه ی زمانی است که آن زبان به‌سوی فرگشت پیموده است. شماره‌ها ی سیاه‌رنگی که بر بالای هر شاخه نوشته شده است نشان‌گر درسد دل‌آسودگی درباره ی بودن و فرگشت آن شاخه است. شماره‌ها ی سرخ‌رنگ، آشکارگر شمارِ سال‌ها ی سپری شده از زمان جداشدن شاخه‌ها از یک‌دیگر است.
نمودار نشان می‌دهد که از نزدیک به 8700 سال پیش، دگرگونی در زبان هندواروپایی نخستینه، آغازیده است. شاخه‌ها هرچه پایین‌تر باشند باستانی‌ترند. در زیر به هر یک از هموندان این خانواده ی بزرگ بیش‌تر پرداخته می‌شود.
 


نگاره‌ی 1: درخت خانواده ی زبان‌ها ی هندواروپایی

 
زبان‌هایی نوشناخته‌اند که در زیر این فرنام یاد می‌شوند. بخش بزرگی از نوشته‌هایی که از این زبان‌ها به دست آمده برآیند کاوش‌ها ی باستان‌شناسی در بغازکوی (آسیای کوچک، 150 هزار گزی خاور آنکارا) است که در آغاز سده ی بیستم انجامیده است. مردمان هیتی که یکی از شاخه‌ها ی هندواروپایی بوده‌اند تا چندین سده بر بخش بزرگی از آسیای کوچک فرمان‌روایی کرده و سپس نزدیک سال‌ها ی 1200 پیش از زادروز در پی تازش مردمان دیگر، فرمان‌روایی ایشان نابود شد. نوشته‌ها ی هیتی به دبیره ی میخی و نگاریک یافته شده است.
 
این نام را به یکی از زبان‌ها ی هندواروپایی گفته‌اند که از زبان‌ها ی دیگر این خانواده جداست و به‌ویژه با زبان‌ها ی آریایی که هم‌سایه ی آن بوده‌اند، یک‌سره ناهم‌گون است. نوشته‌ها ی بسیاری به این زبان در آغاز سده ی بیستم در ترکستان چین یافته شده است. ولی این زبان را با زبانی که در سرزمین تخارستان (از سرزمین‌ها ی اپاختر خاوری پشته ی ایران) ر واج داشته و یکی از گویش‌ها ی ایرانی بوده است نباید یکی دانست.
نوشته‌ها ی تخاری به دبیره ی برَهمایی است و بیش‌تر آن‌ها درباره‌ي دین بودایی و برگردانی از زبان سا نسکریت است. زبانی که در این نوشته‌ها به کار رفته دو گویش ناهم‌سان را در بر می‌گیرد: یکی را «تخاری الف» می‌خوانند که شاید در سرزمین «اغنی» ر واج داشته و دیگری که نام «تخاری ب» به آن داده‌اند در سرزمین «کوچه» روامند بوده است، و از آن‌جاست که گاهی «تخاری کوچی» نامیده می‌شود. از زمان نابودی این زبان، آگاهی در دست نیست.
 
این زبان در میان مردمانی روامند بوده که در سرزمین کوهستانی میان اپاختر میانرودان و دره‌ها ی نیمروزی قفقاز و کناره‌ها ی نیمروز خاوری دریای سیاه می‌زیسته‌اند. ارمنیان که خود را «های» می‌خوانند و در سنگ‌نوشته‌ها ی داریوش بزرگ Arminiya نامیده شده‌اند، از سده‌ي ششم پیش از زادروز در این سرزمین بوده‌اند.
کهن‌ترین نوشته ی زبان ارمنی، برگردان انجیلی از سده ی نهم زادروزی است. از سده‌ها ی میانه، زبان ارمنی ادب گسترده‌ای یافته که بیش‌تر دینی و تاریخ‌ای است و امروزه، آفرینه‌ها ی ادبی ارزنده‌ای به این زبان پدید آمده است. اکنون این زبان را ارمنیان در کشورهای ارمنستان، گرجستان، ایران، سوریه، ترکیه، بلغارستان، رومانی، هندوستان، مسر و امریکای اپاختری می‌گویند که روی هم شمار آن‌ها نزدیک شش هزار هزار برآورده می‌شود.
 
واژه ی یونانی به زبان آن دسته از مردمان هندوارپایی گفته می‌شود که از سوی اپاختر کوچیده‌اند و اندک‌اندک در جزیره‌دیس بالکان و جزیره‌ها ی دریای اژه و کناره‌ها ی باختری آسیای کوچک جاگیر شدند. در این بخش‌ها پیش از ایشان تیره‌ها ی دیگری بوده‌اند که نژاد و زبانشان دانسته نیست و از روی نام‌هایی که به جای‌ها داده بودند چنین برمی‌آید که زبان ایشان هندواروپایی نبوده است. یونانی‌ها پس از چیرگی بر این سرزمین‌ها با مردمان بومی آمیخته‌اند و این مایه ی آن شده که در ساختمان زبان یونانی چهره‌ها ی تازه‌ای پیدا شود و واژگان فراوانی از زبان‌ها ی بومی در زبان ایشان اندر شود.
زبان یونانی از دوران باستان دارای چندین گویش بوده است که هر یک بر نهشی جداگانه دگرگون و گسترده شده است. از سده ی چهارم پیش از زادروز گویش‌ها ی گوناگون یونان باستان در هم آمیخت و زبانی ادبی و دَری پدید آورد که پایه ی آن گویش آتنی است. یونانی نوین از همین یونانی دری باستان برآمده است. کهن‌ترین نوشته ی زبان یونانی نوین از سده‌ها ی آغاز ترسایی‌گری بازمانده است. از سده ی هیجدهم زادروزی زبان یونانی تازه‌تری پدید آمده است که زبان ادبی و رسمی یونانی شده است. اکنون نزدیک 15 هزار هزار تن بدین زبان سخن می‌گویند.
 
زبان آلبانیایی شاخه ی جداسری از خانواده ی هندواروپایی است که بنیاد باستانی آن را نمی‌شناسیم. گویندگان این زبان هم‌اکنون نزدیک 6 هزارهزار تن هستند. باستانی‌ترین نوشته ی این زبان از نیمه ی دوم سده ی پانزدهم زادروزی به جای مانده است.
 
این زبان‌ها در بخش باختری سرزمین هندواروپایی که همان جزیره‌دیس ایتالیاست ر واج داشته است و در نزدیکی‌ها ی سال 400 پیش از زادروز در این سرزمین سه زبان روا بوده که اُمبری، اُسکی و لاتینی نامیده می‌شوند. زبان لاتینی در آغاز گویش ویژه ی شهر روم بوده و بدین انگیزه آن را «زبان شهری» می‌خوانده‌اند در برابر گویش‌ها ی دیگر که «زبان روستایی» خوانده می‌شده است. سپس این زبان در سراسر کشور پراکنده شد و همه ی گویش‌ها ی دیگر را از میان برداشت و سرانجام سرزمین گُل (فرانسه ی امروز) و اسپانیا و اپاختر آفریکا را نیز در بر گرفت. این زبان تا سال‌ها پس از آن‌که در گفتار از ر واج افتاده بود زبان دانشی و ادبی سراسر اروپا بوده است و اکنون نیز زبان رسمی کیش کاتولیک است.
گسترش شاهنشاهی روم، مایه شد تا زبان لاتینی در همه ی سرزمین‌ها ی زیردست آن روا شود. سپس همین‌که یگانگی فرمان‌روایی روم ورافتاد زبان هنباز آن نیز که همه‌جا ر واج داشت به چندین گویش بومی بخش شد. زبان‌هایی را که از لاتین برمی‌آیند «رومیایی» یا «رومن» می‌خوانند.
برجسته‌ترینِ زبان‌ها ی رومیایی چنین‌اند: ایتالیایی که نزیک 60 هزار‌هزار تن گوینده دارد، ساردی که کمابیش یک و نیم هزار‌هزار تن سخن‌ور دارد، گروه پروانسی که نزدیک سد و سیزده هزار گوینده دارد، زبان‌ها ی فرانسه‌ای که نزدیک 78 هزار‌هزار تن گوینده دارد، زبان‌ها ی اسپانیایی که نزدیک 322 هزار‌هزار تن سخن‌ور دارد، زبان‌ها ی پرتغالی که 177 هزار‌هزار تن گوینده دارد، زبان‌ها ی رومانی که نزدیک 26 هزار هزار تن سخن‌ور دارد.
 
این زبان پیش از زادروز مسیح در کُیان اروپا و سرزمین گُل و اپاختر ایتالیا و کشور اسپانیا ر واج داشته است. نوشته‌ها ی اندکی از این زبان به جا مانده است.
 
زبانزد ژرمنی به تبارهای هندواروپایی گفته می‌شود که در پیش از آغاز تاریخ‌نویسی، در بخش اپاختری اروپا می‌زیسته‌اند. زبان ژرمنی دربرگیرنده ی سه شاخه ی جداگانه بوده است که ژرمنی خاوری، ژرمنی اپاختری، ژرمنی باختری خوانده می‌شوند.
 
نمونه ی برجسته ی ژرمنی خاوری، زبان گوتی است. گوت‌ها که در پیش از آغاز تاریخ‌نویسی، در بخش نیمروزی اسکاندیناوی می‌زیسته‌اند در میانه ی سده ی دوم زادروزی از کرانه ی رود ویستول به سوی دریای سیاه سرازیر شده‌اند و در آغاز سده ی سوم در میانه ی دانوبِ نیمروزی و رود دنیپر، یک فرمان‌روایی بنیاد کردند که به زودی به دو بخش ویزیگوت و استروگوت شدند. این مردمان سپس به سوی باختر اروپا تاختند و گروهی در سال 493 در ایتالیا یک فرمان‌روایی استروگوت برپاکردند که تا سال 555 زادروزی ماند. گروه دیگر در سال 418 در شهر تولوز فرمان‌روایی ویزیگوت را بنیاد کردند که به اسپانیا نیز گسترانده شد و تا چیرگی عرب در سال 711 زادروزی ماندگار شد. ولی زبان ایشان در این سرزمین‌ها شکست‌خورده ی زبان‌ها ی رومیایی شد و از ر واج افتاد.
 
از این زبان که در اسکاندیناوی ر واج داشته است نمونه‌ها ی باستانی‌تری مانده است. نزدیک 150 سنگ‌نوشته که سال‌مه نویساندن آن‌ها میانه ی سده ی دوم و هشتم زادروزی است و به الفبای ویژه‌ای به نام «رونی» نوشته شده، از این زبان در دست است.
زبان ژرمنی اپاختری بر دنباله ی کوچ و تاخت و تاز این مردمان به خاور و باختر جای‌گاه نخستین ایشان، گسترش یافت و به‌زودی به چهار شاخه بخش شد؛ ایسلندی، نروژی، دا نمارکی، سوئدی.
 
این زبان را از زمانی می‌شناسیم که به شاخه‌هایی بخش شده بود. نمونه‌ها ی برجسته‌ای که از آن بازمانده است دو زبان آلمانی و انگلیسی است.
زبان آلمانی خود دارنده ی دو شاخه ی آلمانی فرازین و آلمانی فرودین است که هر یک چندین گویش دارد. آلمانی کنونی از شاخه ی فرازین است که با نوشته‌ها ی لوتر، پیش‌وای کیش پروتستان، نزد پیروان او ارج و ارزش یافته و سپس نزد کاتولیک‌ها نیز روامند شده است. این زبان که دارای ادب گران‌بها و د رخشانی است اکنون نزدیک 100 هزارهزار تن زیستندگان کشورهای آلمان و اتریش ر واج دارد و گذشته از آن گروه‌ها ی آلمانی در کشورهای اروپای کُیانی و خاوری و امریکای اپاختری و امریکای نیمروزی (برزیل و آرژانتین) نیز آن را به کار می‌برند.
آلمانی فرودین دربرگیرنده ی زبان هلندی و زبان فلامانی در بخشی از بلژیک است.
ولی زبان انگلیسی از آغاز دارنده ی گویش‌ها ی پرشماری بوده است. در سده‌ها ی پنجم و ششم زادروزی مردمان ژرمنی آنگل (Angles) و ساکسون (Saxsons) و جوت (Jutes) از اپاختر آلمان پیاپی به بخش نیمروزی و خاوری جزیره ی بریتانیا تازیدند و بر مردمان سِلتی و بریتانیایی چیره گشتند. گویش‌ها ی گوناگون این مردمان زیردستِ زبان‌ها ی دا نمارکی و سپس فرانسه‌ای شدند و آن‌گاه از نیمه ی دوم سده ی چهاردهم زبان هنبازی پدید آمد که کُیان آن نخست شهر لندن بود و کم‌کم سراسر جزیره ی بریتانیا را فراگرفت و گویش‌ها ی گالی و برتونی را به گوشه‌ها ی اپاختر و باختر جزیره راند.
این زبان که هم‌اکنون بیش از 309 هزارهزار تن، بدان می‌گویند در سرزمین سِلتی‌زبانان نیز به نام زبان رسمی و هنباز گسترده شده و بر دنباله ی زورمندی‌ها ی انگلستان در بسیاری از سرزمین‌ها ی دیگر جهان نیز ر واج یافته است. اکنون بخش بزرگ آمریکای اپاختری و استرالیا و زلاندِ نو، این زبان را به کار می‌برند و گذشته از آن به نام زبان دیوانی در آفریکای نیمروزی و خشکساردیس هندوستان نیز روامند است و در بخش بزرگی از گویال زمین، زبان انگلیسی را می‌آموزند و به فرنام زبان دانش از آن بهره می‌گیرند.
گسترش بسیار زبان انگلیسی در جهان امروز، انگیزه‌ای شده است که در برخی سرزمین‌ها دگرگونی‌هایی در آن روی دهد. در زبان کشورهای آمریکای اپاختری و کانادا و استرالیا چه از دید واگفتن و چه از دید واژگان ناهم‌سانی‌هایی با زبان پایه ی جزیره ی بریتانیا پدید آمده و در زبان «انگلیسی آمریکایی» روز‌به‌روز ویژگی‌ها و ناسانی‌ها ی بیش‌تری با زبان پایه پدید می‌آید.
 
به سه شاخه می‌شود: پروسی باستان، لیتوانی، لتی. پروسی باستان تا سده ی هفدهم در خاور استان پروس ر واج داشته و واژه‌نامه‌ها و نوشته‌ها ی دینی از آن در دست است. زبان‌ها ی لتی و لیتوانی هنوز ر واج دارد. لتی از دید دگرگونی زبان پیش‌رفته‌تر است، ولی زبان لیتوانی به چهره ی بسیار کهن مانده است. این زبان‌ها تا سده ی نوزدهم تنها زبان روستایی بود و از آن زمان بدین سو، زبان میهنی و ادبی شد.
 
این گروه نیز به سه شاخه ی نیمروزی و باختری و خاوری بخش می‌شود.
 
این زبان از زمانی باستانی‌تر از دیگران می‌شناسیم. در سده ی نهم زادروزی دو کشیش ترسایی به نام سیریل و متود بخش‌هایی از نسک سپند را به این زبان که در سرزمین سالونیک ر واج داشت، برگرداندند. این زبان که «اسلاوی باستان» خوانده می‌شود به دبیره‌ای نوشته شده که از الفبای یونانی برگرفته شده و به « دبیره ی سیریلیک» شناختار است. اسلاوی باستان در سده‌ها ی میانه زبان دینی مردمان اسلاو بوده است که زبان روزانه ی ایشان (روسی، بلغاری، سربی) با یک‌دیگر ناهم‌سان بوده است.
شاخه‌ها ی اسلاوی نیمروزی که اکنون سرزمین ر واج و گسترش آن از دریای آدریاتیک تا دریای سیاه گسترده است چنین‌اند: اسلوون (Slovene)، سربی (Serbe)، بلغاری (Bulgare).
 
این زبان دارنده ی شاخه‌ها ی چکی (Tcheque) و اسلواکی (Slovaque) و لهستانی (Polonais) است. زبان چکی که از سده ی هیجدهم به دبیره ی لاتینی نوشته شده از سده ی نوزدهم بر دنباله ی جنبش میهنی این مردمان دارای ادب برجسته‌ای شده است. هم‌اکنون دو هزارهزار تن به زبان اسلواکی و ده هزارهزار تن به زبان چکی سخن می‌گویند.
از زبان لهستانی کهن‌ترین نمونه‌هایی که در دست است به سده ی چهاردهم زادروزی برمی‌گردد. اکنون نزدیک 40 هزارهزار تن در اروپا و آمریکای اپاختری و نیمروزی بدین زبان می‌گویند.
 
این زبان نیز از سده ی دوازدهم زادروزی به سه شاخه بخش شده است؛ یکی روسی بزرگ که از سده ی هیجدهم چهره ی پایا و یگانه‌ای یافته است و اکنون زبان رسمی و دیوانی و ادبی سرزمین پهناور روسیه و کشورهای وابسته بدان است و در اروپای خاوری و بخش بزرگی از آسیا نیز آن را به کار می‌برند. دیگر روسی سفید است که اکنون زبان رسمی کشور روسیه ی سفید است. سوم روسی کوچک یا اوکراینی که زبان رسمی کشور اکراین است و خود دارنده ی چند گویش است.
 
از این گروه که به دو شاخه ی ایرانی و هندی بخش می‌شود نمونه‌ها ی بسیار کهن در دست است. واژه ی آریا که واژگان اِران و ایران از آن برآمده است، نامی است که نیاکان هنباز ایرانیان و هندیان به نژاد و خانواده ی خود می‌گفته‌اند. برخی از زبان‌شناسان تا چندی زبانزد آریایی را برای هر دو خانواده ی هند و اروپایی به کار می‌بردند ولی این کاربرد نادرست بود و ورافتاد.
چون در جزیره‌دیس هندوستان زبان‌ها ی بسیاری روامند است که بخشی از آن‌ها از خانواده ی هندواروپایی نیستند به‌تر است که شاخه ی هندوستانی گروه آریایی را «هندی آریایی» بخوانیم.
 
کهن‌ترین نوشته‌هایی که از گروه آریایی هند در دست است، نوشته‌ها ی نسک «وِدا» است که به زبان س نسکریت نوشته شده است. سالمه درست این نوشته را نمی‌توان نمایاند. گمانی نیست که سرودهای دینی که «ریگ‌وِدا» خوانده می‌شود دیرگاهی پیش از نوشتن، سینه‌به‌سینه بازگفته‌می‌شده و سپس‌ترها نوشته شده است. به هر روی، زبانی را که در این نوشته‌ها به کار رفته نوین‌تر از سده ی دهم پیش از زادروز نمی‌دانند. بخش‌ها ی دیگر «وِدا» مانند «اسرو وِدا» هم‌چم[vii] با «ودای دانایان دینی»، که دربردارنده ی نیایش‌ها، یادکردها و افسون‌هاست کمابیش نوتر است و نوشته ی «اوپانیشاد» که نامه‌ها ی فرزانی است و دیوان‌ها ی بزرگ رزمی مهابراته و راماینه به زبانی تازه‌تر نوشته شده است.
نوشته‌ها ی سال‌مه‌دار س نسکریت، چندان کهن نیست. کهن‌ترین آن‌ها که یکی از پادشاهان سَکایی هند نویسانده است، از 150 سال پیش از زادروز بر جای مانده است.
واژه ی «س نسکریت» به چم «زبانِ گویا» است و در برابر آن زبانزد «پراکریت» هست که «زبان هامیانه[viii]» است. زبان س نسکریت کم‌کم به نام زبان ادبی و دری به کار رفت. ادبیان و دانش‌مندان دستور آن زبان را آگاشتند و از این دست است «دستور پانینی» که در سده ی چهارم پیش از زادروز گردآمده و کهن‌ترین نسک جهان درباره ی واژه‌شناسی و فرازشناسی شمرده می‌شود. با آن‌که این زبان بر دنباله ی ر واج و پراکنش، دگرگونی بسیار یافته و به‌ویژه واژگان و چم‌ها ی آن دگریده است هنوز هم همان چهره ی باستانی آن بازمانده است.
ولی زبان‌ها ی پراکریت، چهره ی بسیار نوتری دارند و از نگر دگرگونی زبان و در برابر زبان‌ها ی وِدایی و س نسکریت که از گامه ی باستانی دگرگونی زبان هستند این زبان‌ها از گامه ی میانه شمرده می‌شوند. در برخی از زبان‌ها ی پراکریت نمونه‌ها ی ترانه‌سرایانه[ix] یا نمایشی پدید آمده که هم‌ارز ادب س نسکریت است. این زبان‌ها را پراکریت ادبی می‌خوانند.
اکنون زبان‌ها ی «هندی آریایی» در بخش بزرگی از اپاختر جزیره‌دیس هندوستان رواست. مرزهای این زبان‌ها در اپاختر باختری به زبان‌ها ی ایرانی، در اپاختر و اپاختر خاوری به زبان‌ها ی تبتی و برمه‌ای، در خاور به زبان‌ها ی موندا، و در نیمروز به زبان‌ها ی دراویدی کرانمند می‌شود. در نیمه ی نیمروزی جزیره ی سراندیب (سیلان) نیز یکی از این گروه زبان‌ها روان است که سنگالی خوانده می‌شود.
در این سرزمین پهناور چندین گروه از گویش‌ها ی آریایی رواست که از آن دست «گروه اپاختر باختری» و «گروه باختری» و «گروه کُیانی» و «گروه خاوری» است.
زبان‌ها ی مهم آریایی که اکنون در هندوستان رواست از این گونه‌اند:
هندی یا هندوستانی، اردو که بیش‌تر از دید واژگانی با هندی ناهم‌گونی دارد، لندا، سندی، گجراتی، راجستانی، مراتی، بهاری، اوریا، بنگالی، آسامی، پنجابی و پَهَری، نپالی، سنگالی.
زبان‌ها ی هندوایرانی یا آریایی، اکنون از بخش خاوری کشور اراک تا مرزهای هندوبرمه رواست و پس از زبان‌ها ی چینی و تبتی، چه از دید گستردگی سرزمین و چه از دید شماره ی گویندگان، برجسته‌ترین خانواده ی زبان در آسیا شمرده می‌شود. شماره ی گویندگان به این زبان‌ها از 500 هزارهزار تن می‌گذرد.
درباره ی شاخه ی ایرانی گروه آریایی در نوشتاری جداگانه گفته خواهد شد.
 
[1] گاه‌نامه ی Nature با نشانی رایاتاری
[2] ناتل خانلری، پرویز، «تاریخ زبان فارسی»
 


[i] دیگر کَسِ تَک: سوم شخص مفرد
[ii] در آغازِ واژگان بازشناخته ی هندواروپایی، همیشه، نشانه ی ستاره در بالای چپ واژه آورده می‌شود.
[iii] جایِ نام: ضمیر
[iv] شوند: دلیل
[vi] هیتی: hittite
[vii] هم‌چم: هم‌معنی
[viii] هامیانه: عامیانه
[ix] ترانه‌سرایانه: تغزلی
بازدید: 840
نگرش‌ها (1)Add Comment
...
نویسنده: Akbari, سه‌شنبه ، ۲۷ اَمرداد ۱۳۸۸ ، ۲۰:۵۷
نويسش ه درست زبان ه Bihari ( از گروه ه زبانها يه هندی-آريايي) بيهاری'ست.
گزارش دادن
رای پَست
رای والا
رای‌ها: +0

نوشتن نگرش
quote
bold
italicize
underline
strike
url
image
quote
quote
smile
wink
laugh
grin
angry
sad
shocked
cool
tongue
kiss
cry
کوچک‌تر | بزرگ‌تر

busy