در این واژه‌نامه برابرها ی فارسی واژگان پارسی کاربردی در پارسی‌مان آورده شده است.

269 واژه در این واژه‌نامه هست.
جست‌وجو در واژه‌نامه ی پارسی به فارسی
آغازیده دارنده هم‌سان هم‌مانند
همه | آ | ا | ب | ت | ج | خ | د | ر | ز | س | ش | ف | م | ن | ه | و | پ | چ | ک | گ | ی
رویه:  1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11... پسین »

همه

واژه چَم
آخال

فضولات

آدمیگرایی

انسانگرایی = humanism

آزادکامی

اختیار

آفرینه

اثر

آماج

هدف

آموزه

(âmuze) درس؛ آموز+ه = ابزار آموختن

آمیختار

(âmixt+âr) ترکیب؛ از آمیختن

آمیختیک

(âmixt+ik) ترکیبی، Synthetic

آنجهان

(ân+jahân) آخرت = جهان دیگر

آواج

(âvâ+vâj) هجا، سیلاب = syllabe

آوند

(âvand) ظرف

آگاشتن

ثبت کردن

آگاشته

ثبت شده، از آگاشتن = ثبت کردن

آگسترش

محدود کردن، کوچک کردن، کارِ وارونه ی گستردن، پیش‌وندِ آ، اگر به واژه‌ای افزوده شود چم آن واژه وارونه می‌شود مانند آوردن = آ + وردن (چهره ی باستانی «بُردن») که کارِ وارونه ی بردن است. یا مانند آکندن = آ + کندن (تهی کردن) که چم پرکردن می‌دهد.

اراک

عراق، که عربی‌شده ی «اراک» به چم «سرزمین پست» است.

اریبانده

(oribând+e) تحریف شده، منحرف شده

استانده

(estând+e) استاندارد

استواندن

اثبات کردن؛ با استوانه همریشه است.

افزا

مضاف؛ از افزودن

افزونواژه

حرف اضافه

رویه:  1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 11... پسین »
همه | آ | ا | ب | ت | ج | خ | د | ر | ز | س | ش | ف | م | ن | ه | و | پ | چ | ک | گ | ی