| آئوتا ، âutâ |
[زنانه] مهربانی، دوستی.
برگرفته از واژه ی اوستایی ائوروت (aurvata) «مهربانی، دوستی، پیمان» (فرهنگ واژهها ی اوستا).
|
| آئیریا ، âiriyâ |
[زنانه] ایرانی.
برگرفته از واژه ی اوستایی ائیریین (airiyana) «ایرانی» (فرهنگ واژهها ی اوستا).
|
| آئیریک ، âirik |
[مردانه] ایرانی.
نام نیای یازدهم اشو زرتشت (گنجینه ی نامها ی ایرانی).
← آئیریا
|
| آبان ، âbân |
[زنانه] ماه هشتم از سال خورشیدی؛ روز دهم هر ماه.
نام همسر دارا پادشاه دوره ی ساسانی.
این واژه در پازند آون (âvan) یا (âwan) آمده است.
|
| آبانداد ، âbândâd |
[مردانه] زاده شده در ماه آبان.
← آبان
|
| آبانیاد ، âbânyâd |
[مردانه] به یاد آورنده ی ماه آبان.
← آبان
|
| آبتین ، âbtin |
[مردانه] دارنده ی گفتار و کردار نیک.
نام پدر فریدون در شاهنامه.
از واژه ی اوستایی آتوی (âtuya) یا آتویی (âtviya) (فرهنگ واژهها ی اوستا)، در پارسی باستان اثویی (aθvia) و در سانسکریت اپتیی (aptiya) (گنجینه ی نامها ی ایرانی).
|
| آبرت ، âbert |
[مردانه] نیایش کننده، پیشوای نیایش کنندگان.
پنجمین تن از هشت موبد یا پیشوایی که در روزگار باستان، برگزاری یزشن (yazešna) «آیین نیایش مزداپرستان» را به گردن داشت.
در اوستا آبرت (âberet) «پیشوای نیایش کنندگان».
|
| آبرتا ، âbertâ |
[زنانه] نیایش کننده، ستایش کننده.
← آبرت
|
| آبرخ ، âbrox |
[زنانه] روشنروی، روشنرخسار.
به هم پیوسته از «آب» «روشن» و «رخ»، از واژه ی اوستایی رئخشنه (raoxšana) «رخشیدن، درخشیدن».
|
| آبرون ، âbrun |
[زنانه] شادی آفرین درخشان؛ گل همیشه بهار، همیشه جوان.
از تکواژ ریشهای رن (rana) «شادی و خشنودی» و نیز، از واژه ی اوستایی اپرانیو (aparâniva) «شادی آفرین درخشان».
|
| آبنوس ، âbnus |
[مردانه] نام درختی از تیره ی پروانهداران که چوب آن سیاه، سخت و گرانبه است.
این واژه در پهلوی اونس (awanos) و در یونانی ابنس (ebenos) نوشته شده است (فرهنگ معین).
|
| آبنوش ، âbnuš |
[زنانه] دوستدار روشنایی.
نام بانویی در ویس و رامین.
از واژه ی اوستایی اپانوش (apa anuša) «روشنی پایدار».
|
| آبوشکا ، âbuškâ |
[زنانه] زیبا، دلربا، آراسته؛ پنجره ی شیشهای.
از واژه ی اوستایی آبوشتی (âbušti) «زیبایی، دلچسبی، پیراستگی».
|
| آبگین ، âbgin |
[زنانه] آبگینه، شیشه.
در پهلوی آپاکنک (âpâkenk) (فرهنگ پهلوی).
|
| آبیژ ، âbiž |
[مردانه] فراوانی، آسایش.
از واژه ی اوستایی ایژیا (ižiyâ) «فراوانی، خوشبختی، آرزو، آرامش» (یسنا 41 و 2؛ ویسپرد 12 و 4).
|
| آتبین ، âtbin |
[مردانه] نیک گفتار، نیککردار.
نام پدر فریدون.
←آبتین
|
| آترا ، âtrâ |
[زنانه] آتشین.
«آتر» در اوستا آتر (âtara) وآتر (âtere) و آثر (âθer)، در پارسی هخامنشی، آتر (âtar) و در پارسی، «آذر» آمده است.
|
| آتربان ، âterbân |
[مردانه] نگهبان آتش.
نام بهمن ماه (زیرنویس برهان).
به هم پیوسته از «آتر» (← آترا) و «بان = نگهبان».
|
| آترداد ، âterdâd |
[مردانه] داده ی آتش.
به هم پیوسته از «آتر» (← آترا) و «داد»، از ریشه ی اوستایی دا (dâ) «دادن، بخشیدن، ساختن، آفریدن».
|